دوره‌های خودشناسی، تجربه‌ی کارگاه MBTI و DISC

شناخت خود، توانایی‌ها، علاقمندی‌ها، ضعف‌ها و آروزهای نوشته و نانوشته، شاید مهم‌ترین وظیفه‌ی ما برای داشتن یک زندگی دارای معنا باشد. حالا ممکن است این "معنا" برای هر کس تعریف متفاوتی داشته باشد. من هم از این همه جدا نیستم و در سن 37 سالگی هم عطش زیادی برای یادگیری و شناخت خودم دارم. بسیاری از دانسته‌هایم را هم از کتاب‌ها و وبلاگ‌ها کسب می‌کنم اما ملاقات حضوری با یک انسان حرفه‌ای که کارش آموزش شناخت گوشه‌ای از این پیچیدگی انسانی است، موهبتی بزرگ است. البته به شرط آنکه قصد رشد داشته باشیم نه اینکه به دنبال مهر تاییدی برای شکست‌های گذشته باشیم.

شناخت خود، توانایی‌ها، علاقمندی‌ها، ضعف‌ها و آروزهای نوشته و نانوشته، شاید مهم‌ترین وظیفه‌ی ما برای داشتن یک زندگی دارای معنا باشد. حالا ممکن است این “معنا” برای هر کس تعریف متفاوتی داشته باشد. من هم از این همه جدا نیستم و در سن ۳۷ سالگی هم عطش زیادی برای یادگیری و شناخت خودم دارم. بسیاری از دانسته‌هایم را هم از کتاب‌ها و وبلاگ‌ها کسب می‌کنم اما ملاقات حضوری با یک انسان حرفه‌ای که کارش آموزش شناخت گوشه‌ای از این پیچیدگی انسانی است، موهبتی بزرگ است. البته به شرط آنکه قصد رشد داشته باشیم نه اینکه به دنبال مهر تاییدی برای شکست‌های گذشته باشیم.

MBTI

چندی پیش از طریق فایل رادیو مذاکره با مبحث MBTI و آقای دکتر شیری آشنا شدم و بسیار علاقمند بودم که بتوانم در این دوره‌ها شرکت کنم. اما اکثر این کارگاهها و دوره‌ها در تهران برگزار شده و برای من که شغلی اقماری دارم و در زمان استراحت هم در شیراز هستم، شرکت در آنها مشکل است. (البته شاید آنقدرها هم بد نباشد و تنها در دوره‌هایی شرکت می‌کنم که پس از تحقیق از کیفیت محتوا مطمئن شده باشم)

به ناگاه و پس از چند روز آشنایی من با مبحث MBTI، خبر برگزاری آن را در شیراز شنیدم. با اعتمادی که به آقای شعبانعلی و به تبع آن دکتر شیری پیدا کرده بودم، در آن دوره ثبت نام کردم.

DISC

از سوی دیگر، نزدیک به دو سال است که خواننده‌ی ثابت وبلاگ بسیار پرمحتوای آقای وفا کمالیان هستم. نوشته‌های ایشان واقعا به دل می‌چسبد و کاربردی و تامل‌بر‌انگیز می‌نویسند. در برخی از مطالب ایشان به واژه‌هایی مانند HIGH D، یا HIGH C برخورده بودم و چون این مطالب را پس از چند بار خواندن هم به درستی نمی‌فهمیدم، از آنها می‌گذشتم. متوجه شده بودم که ایشان نماینده یک شرکت انگلیسی برای توسعه‌ی عملکرد سازمانی است ولی اطلاع چندانی از آن نداشتم. تا اینکه در خردادماه در پستی در وبلاگ خود، ایشان از برگزاری یک کارگاه نیم‌روزه در مورد مدل رفتاری دیسک خبر دادند. با آنکه هیچ اطلاعی از این مدل نداشتم، بدون فکر و تامل ثبت نام کردم و به فاصله‌ی پنج روز پس از دوره‌ی MBTI، در کارگاه نیم روزه‌ی ایشان شرکت کردم.

تفاوت MBTI و DISC از نظر من

من نه تحصیلات و نه دانش روانشناسی دارم که وارد جزییات تفاوت آنها شوم ولی برداشت خودم را در اینجا می‌نویسم. یکی از مزایای کارگاه دیسک تعداد کم نفرات شرکت کننده (۱۵ نفر) در برابر ۵۰ نفر کارگاه MBTI بود که روی کیفیت آموزش تاثیر بسیاری می‌گذاشت. البته آقای دکتر شیری به کار خود مسلط بوده و با انرژی دوره را برگزار کردند ولی تعداد نفرات واقعا روی کیفیت تاثیر گذاشته بود.

اما همانطور که در دوره‌ی MBTI گفته می‌شود، تیپ‌های شخصیتی مسائلی تغییر ناپذیرند که همیشه با ما می‌مانند. البته ممکن است بنا به جبر زمانه، برخی مهارت‌هایی که ذات ما نیستند توسعه داده شوند. مانند بچه‌ی چپ دستی که به زور پدر و مادر مجبور به نوشتن با دست راست شده است. در واقع همانطور که در کتاب مرتبط هم گفته شده، بیشتر از آنکه به خودشناسی کمک کند، قرار بود به دیگرشناسی کمک کند که البته این موضوع هم می‌تواند برای داشتن تعامل بهتر با سایر اطرافیان ما بسیار مهم باشد. اما اینکه نمی‌توان چیزی را تغییر داد، قدری افسرده کننده بود.

در چندین روز به دنبال کسب اطلاعات بیشتر از تیپ شخصیتی خودم بودم (که البته هنوز در دقت صد در صد آن شک دارم) و اینکه افراد معروف با تیپ من در تاریخ چه کسانی بوده‌اند.

در همین حال و هوا سه چهار روز گذشت و عازم تهران شدم برای شرکت در کارگاه دیسک.

با توجه به اینکه مدل دیسک برای سازمان طراحی شده، ارائه مطالب نیز بیشتر مسائل سازمانی را پوشش می‌داد که البته آن هم نکات مثبت زیادی داشت. اکنون که بیش از بیست روز از برگزاری این دو کارگاه گذشته، اثرات آنها را بهتر می‌توانم درک کنم. روبرو شدن با خود، یکی از نتایج مثبت این آزمون‌ها و دوره‌هاست ولی مهم این است که چقدر می‌توان یا چگونه می‌توان بیشترین بهره را در زندگی شخصی از آنها برد.

در پرانتز این را بگویم که هر دو این دوره‌ها بر اساس آزمون شخصیتی بودند. آزمون MBTI در ابتدای دوره و به صورت حضوری انجام شد و آزمون DISC به صورت اینترنتی و یک هفته قبل از دوره. تفسیر آزمون MBTI که منجر به شناخت تیپ شخصیتی می‌شود، به صورت شخصی سازماندهی نشده و همه در همان گروههای کلاسیک کتاب رده بندی شدند. اما نکته‌ی مثبت کارگاه دیسک تهیه‌ی گزارش‌هایی تک برگی بود که شاید از روی نمونه‌های استاندارد ساخته شده بودند ولی حس شخصی بودن داشتند و این بسیار مهم بود.

نکته‌ی مثبت دیگر اینکه مدل دیسک، نشان‌دهنده‌ی رفتار بود و این رفتار می‌تواند با توجه به تغییرات اجباری و یا اختیاری فردی یا شغلی، تغییر کند و دانستن اینکه می‌توان تغییر کرد هم نکته‌ی مثبت دیگری بود.

نمی‌دانم چرا ولی پس از گذشت زمان، با مدل دیسک ارتباط بسیار بهتری برقرار کرده‌ام. شاید یکی از دلایل ساده‌تر و یا به عبارتی کمتر بودن پارامترهای آن است. به جای هشت ترجیح MBTI، چهار مشخصه‌ی رفتاری در مدل دیسک وجود دارد که هم می‌توان به سادگی آنها را در وجود خود کشف کرد و هم اینکه دیگران را بهتر شناخت.

این نوشته که شاید پراکندگی در آن به چشم می‌خورد، برداشت کوتاه‌مدتی از شرکت در این دو دوره بود. من هنوز درگیر هر دوی آنها هستم و البته اگر مطلب قابل نوشتنی در آینده داشتم، آن را با شما در میان خواهم گذاشت.

چند پیشنهاد برای بالا بردن دستاوردهای شرکت‌کنندگان:

من نمی‌دانم که آقای کمالیان وقت انجام برگزاری دوره‌های شخصی را دارند یا نه ولی به نظر من پیگیری یک مربی نقش بسیار مهمی دارد. دوره‌ی دیسک می‌تواند شمال یک کارگاه ده ساعته و در ادامه یک برنامه میان‌مدت یا بلند مدت آنلاین برای راهنمایی دانشجویان باشد.

هر چند که حرف ” اگر در خانه کس است ، یک حرف بس است” بسیار درست است اما همه‌ی ما به نوعی تنبلی دچار شده‌ایم که تا کسی پیگیری‌مان نکند، کارها را به درستی انجام نمی‌دهیم. پیشنهاد من راه‌اندازی یک انجمن اینترنتی است که دانشجویان برای حضور در آن باید شهریه‌ی ماهانه و یا سالانه پرداخت کنند (جنس رایگان زیاد جدی گرفته نمی‌شود) که آقای کمالیان هم با حضور در این انجمن آنلاین، با انتشار برخی مطالب اختصاصی، با برگزاری وبینار(که در ایران هم امکان آن وجود دارد و دوره‌های زیادی در حال انجام است)، با کوچینگ و البته مهم‌تر با راهنمایی افراد به یکدیگر می‌توانند اثرات این دوره را عمیق و دائمی کنند.

19 دیدگاه ها

  1. ضیاء گفت:

    ممنون از مطلب‌تون و مقایسه‌ای که بین این دو دوره داشتین.
    برام یک سوال پیش‌اومد که اگه اجازه بدین همین‌جا بپرسم.
    برای فردی که از الان خودش رو در قسمت مدیریت منابع انسانی می‌بینه و علاقه‌منده که کارمند‌ها رو در پست‌های مرتبط با تیپ شخصیتی‌شون به کار بگیره، به نظرتون کدام یک از این دو دوره می تونن مفید تر باشن؟

  2. مجيد حسيني گفت:

    عالی

  3. وفا گفت:

    آقای محبی عزیز
    ممنون از یادداشت بسیار جمع و جوری که نوشتید و خلاصه ای از دو ابزار را بدست دادید. نکات ریزی که دیدید و نوشتید برای من بسیار ارزشمند بود. در مورد این دو ابزار مطلبی تازه در وبلاگ دارم که به زودی منتشر خواهد شد، از تطویل کلام در اینجا اجتناب میکنم.
    من امیدوارم بتوانیم با کمک دوستان فضائی ایجاد کنیم که هر کس با هر ابزاری، بتواند خود را بهتر و عمیق تر بشناسد، دیگران را درک کند، کمتر قضاوت کنیم، بیشتر تعامل کنیم و آن وقت همه ببینیم که چقدر آهنگ و کیفیت زندگی مان تغییر میکند.

    این میسر نمیشود مگر با کمک و همراهی همه آنها که به این نیاز باور دارند.

    باز هم از مطلب خوبتان، و از حضورتان در کارگاه آشنائی با مدل رفتاری DISC صمیمانه تشکر میکنم. همین که شما رنج سفر را تحمل کردید و آمدید، بسیار روحیه بخش بود.

    سربلند باشید و بنویسید

    • با سلام خدمت آقای کمالیان
      مطلبی که نوشته شد نظرات جسته، گریخته من در مورد این دو دوره بود. همانطور که گفتم مدل دیسک ذهن مرا بیشتر درگیر کرده و در این مورد با توجه به تجربه‌های واقعی در کار و زندگی در حال نوشتن مطلب مفصلی هستم.
      سپاس از لطف شما

      • احسان گفت:

        سلام
        آقا منتظر انتشار مطلب تکمیلی درباره مدل دیسک که در کامنت‌های این مطلب درباره‌اش نوشته بودید هستیم
        (با توجه به اینکه مطلب فارسی درباره مدل دیسک خیلی کمتر از mbti هست ممنون میشوم در انتشار آن تسریع بفرمائید)

  4. nazi گفت:

    سلام با تشکر از وقتی که میزارید .خیلی مطالبتون خوب بود .من هم خیلی به مبحث خود شناسی علاقمندم وتو سایتای مختلف دنبال میکنم .کاش میشد این طرحی که مطرح شد به انجام برسه .ممنون از مطالبتون

    • البته این نوشته برداشت کوتاه مدت من از این دوره ها بود و در آینده حتما بیشتر از تاثیر این دوره ها و یا راههایی برای بهره بردن بیشتر از این دوره ها خواهم نوشت.

  5. فاطمه گفت:

    سلام
    ممنون. منهم با نظرتون درباره برگزاری کارگاههای ده ساعته موافقم. البته برنامه های حضوری رو ترجیح میدم.

  6. hosein گفت:

    با سلام
    لطفا اگه این کارگاه دوباره برگزار می شد منم خبر کنین
    با ایمیل
    sanandaji2000 {atttt} yahooo.com

  7. نیک صور گفت:

    سلام من را پذیرا باشید
    مقایسه شما را خواندم ، به نظرم نکات ریز بهتری را میتوانستید بر اساس آموخته های خود در کارگاه MBTI متذکر بشوید :
    ۱- MBTI به شناخت TYPE میپردازد و نه trait =صفات DISC و این بزرگترین تفاوت ای دو ابزار است. در حالیکه mbti به ما میگوید راست دست یا چپ دست هستیم ، آزمونهای رفتاری به ” بدخط بودن یا خوش خط بودن” ما اشاره دارند
    ۲- MBTI به ۴ ترجیح میپردازد ( نه ۸) ، ۵۰ سال سابقه رسمی دارد و به روانکاو بزرگ دنیا کارل گوستاو یونگ متصل است و از اعتبار و روایی بسیار بالایی در ابزراهای روانشناسی برخوردار است ( بر اساس Manual of MBTI published by CPP)
    ۳- mbti گرچه به تغییر ناپذیری تیپ اشاره دارد ولی دلیلش اینست که هر کسی با تیپ خودش بهترین احتمال موفقیت را دارد اگر به استعدادهای نهاده شده در خودش دقت کند.ین گزاره مشخصا تعیین میکند که به جای صرف هزینه ای سازمان در تغییر رفتار پرسنل ، شاید هوشمندانه تر این باشد که متناسب با تیپ شخصیتی افراد در به کار گماری ایشان در محل مناسب سازمان دقت نظر بیشتری صورت بگیرد تا فرد در وضعیت OPTIMUM قرار گیرد و سازمان متبوعه امکانات خود را صرف تغییر رفتار کسی نکند که اساسا کششهای ذاتی inner tendency ( اسلاید دو جزوه درسی شما در کارگاه ۲۹ شیراز ) به موقعیت دیگر سازمانی دارد .
    ۴- این ابزار به طور جد به development ترجیحات اشاره دارد و چنانکه در روز دوم کارگاه حتما آموخته اید ، ۴ عملکرد function غالب تا مغلوب بر اساس سن ، وضعیت جالب قابل پیش بینی را در بین پرسنل یا اطرافیان شما فراهم می آورند
    ۵- هیچ ابزار روانشناسی مهمتر از ما و تصمیمات بالغانه ما نیست بنابراین توضیحات فوق تنها به دلیل اهمیت بلوغ در تغییر رفتاری نگاشته شده است تا خوانندگان محترم و فارغ التحصیل دوره Mbti خانه توانگری در بهترین شرایط استفاده از ابزرا قرار بگیرند
    ۶- لینک مندرج در نوشته با ارزش شما به صفحه رسمی خانه توانگری و دکتر شیری است و حتما مستحضرید که دپارتمان آموزشی mbti گرچه در ذیل خانه توانگری فعال است اما پایگاه اصلی اطلاعات باارزش mbti را در آدرس زیر مستقر نموده است و جای شما نیز خالی است : http://www.IRANMBTI.ir
    الناز نیک صور- مربی دپارتمان mbti خانه توانگری- کارشناس ارشد روانشناسی

    • ممنون از توضیحات شما.
      ضمنا با توجه به اینکه پس از کارگاه، ایمیل های مرتبی در مورد مسائل آموخته شده از طرف شما فرستاده می شود، درک مطالب بهتر است و ارتباط قطع نمی شود.
      همانطور که نوشته ام، این مطلب برداشت کوتاه مدت من از ااین دو دوره بود و چون درگیر آنها شده ام و مطالعه می کنم، در آینده مطالب دیگری با توجه به تجربیات خودم خواهم نوشت.

  8. حمید گفت:

    اصولا آقای شیری که البته پزشک هم هستند و نه دکتر، یک بیزنس من خوب هستند و ای کاش بتوانیم از ایشان در این زمینه یاد بگیریم …

  9. مسعود گفت:

    سلام
    بنده به سایت دکتر شیری هم سر زدم. جایی در معرفی دوره mbti از بازی کارگاهی صحبت کرده بودند.
    میشه توضیح یدید چه بازی های کارگاهی انجام دادید؟
    بازی کارگاهی مفید بود؟

    • سلام
      در کارگاهی که من شرکت کردم بازی وجود نداشت. فقط همه را در حیاط مجموعه جمع کردن و بر اساس آزمون به چهار دسته تقسیم کردند.
      جالب اینکه پس از یکسال هنوز نمی دانم تیپ شخصیتی من چیست که شاید مهمترین دلیل آن تعداد زیاد شرکت کنندگان و کمبود مربی بود. پس از این مدت پی برده ام که مدل دیسک خیلی کاربردی تر و مفید تر بود

  10. شراره گفت:

    سلام , من هم شیراز هستم . احساس می کنم بی نهایت بی هدف و بی انگیزه هستم . دلم میخواد در طول روز هزاران کار انجام بدم اما نمی تونم . فکر می کنم باید دوباره ساخته بشم . دوباره شخصیتم شکل بگیره . دوباره زندگی بکنم

    اگر ممکن هست به من کلاس های خودشناسی که توی شیراز برگزار میشه و میتونه کمکی برای من باشه معرفی کنید .
    ممنونم

    • سلام
      متاسفانه الان ساکن شیراز نیستم ولی کلاسهای مختلفی برگزار می شود که با جستجو در اینترنت می توانید پیدا کنید.
      البته مساله سردرگمی در زندگی را نمی توان با انگیزه حل کرد. شما پیش از شروع هر کلاس و سمیناری باید برنامه داشته باشید که در صورت افزایش انگیزه و انرژی در اثر آن سمینار، چطور می خواهید از آن انرژی برای طراحی سیستمی در زندگی خود استفاده کنید.
      مثلا نوشته اید بی نهایت بی هدف هستم
      یعنی چی؟ بسیاری از افراد در یک سیستم روتین زندگی و کار قرار گرفته و طبق همان طرح جلو می روند و راضی بوده و به هدف هم فکر نمی کنند.
      شما باید مشخص کنید که چه دستاوردی در زندگی می خواهید و چگونه می توانید با برنامه به آن رسید.
      سوال شما بسیار کلی است و طبعا پاسخ مشخص نمی توان به آن داد.
      به نظر من اول باید اولویت یک زندگی خود را مشخص کرده و سپس سایر ابعاد زندگی را بر اساس آن تنظیم کنید. تعیین این اولویت یکم و حذف حواس پرتی ها کار بسیار سختی است ولی باید روزی آن را انجام داد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش گام به گام رسیدن به استقلال مالی در ایمیل شما
چقدر از آینده مالی خود مطمئن هستید؟ پول چقدر از ذهن شما را اشغال کرده است؟ آیا می توان وضعیت مالی خود را بهبود داد؟
  • آیا می خواهید نگرانی های پولی خود را کم کنید؟
  • آیا می خواهید روشهای ساده پس انداز را یاد بگیرید؟
  • آیا می خواهید درآمد خود را افزایش دهید؟
  • آیا می دانید پولهای شما کجا می روند؟
  • آیا می خواهید زودتر بازنشسته شوید؟
  • از طریق فرم زیر مشترک یک ریال شده و راهکارهای عملی مدیریت پول در زندگی را به صورت مستقیم و از طریق ایمیل دریافت کنید.
 اطلاعات شما پیش ما محفوظ می ماند..
برای یادگیری روشهای افزایش درآمد و کاهش مخارج آماده اید؟
سپاس از اینکه مشترک یک ریال شدید
لطفا به حساب ایمیل خود رفته و ایمیل خود را تایید کنید.
آماده رسیدن به استقلال مالی هستید؟
با اشتراک در یک ریال، راهکارهای عملی رسیدن به استقلال مالی را یاد گرفته و به کار خواهید بست.
نام خود را وارد کنید
ایمیل خود را وارد کنید
ما هم مثل شما از اسپم متنفریم.
پنج گام عملی برای صرفه جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
کافی است نام و ایمیل خود را وارد کرده و آن را رایگان دریافت کنید.
آیا دوست دارید که با هر ریالی که خرج می‌کنید نه‌تنها احساس باختن نکرده بلکه به شادی شما افزوده شود؟ در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
پنج گام عملی برای صرفه‌جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
آیا دوست دارید با هر ریالی که خرج می‌کنید نه تنها احساس از دست دادن نکرده و به شادمانی شما هم افزوده شود؟
در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
برای دانلود رایگان این کتاب مشخصات خود را وارد کنید.