راهنمایی برای جوانان: با زندگی خود چکار کنید.

همانطور که پیش از این در صفحه کتاب کوچک رضایت نوشته بودم، نوشته‌های لئو بابوتا را دوست دارم و هر روز از مطالب وبلاگ او می‌خوانم و یاد می‌گیرم. چند روز پیش مطلب زیر را خواندم و به نظرم آمد که برای دوستان خوب یک ریال می‌تواند مفید باشد. هر چند این متن در پاسخ به پرسش یک نوجوان نوشته شده است، ولی می‌تواند برای بزرگ‌ترها و به ویژه پدر و مادران بسیار مفید باشد.

همانطور که پیش از این در صفحه کتاب کوچک رضایت نوشته بودم، نوشته‌های لئو بابوتا را دوست دارم و هر روز از مطالب وبلاگ او می‌خوانم و یاد می‌گیرم. چند روز پیش مطلب زیر را خواندم و به نظرم آمد که برای دوستان خوب یک ریال می‌تواند مفید باشد. هر چند این متن در پاسخ به پرسش یک نوجوان نوشته شده است، ولی می‌تواند برای بزرگ‌ترها و به ویژه پدر و مادران بسیار مفید باشد.

راهنمایی برای جوانان: با زندگی‌تان چکار کنید.

یک دختر ۱۵ ساله نامه‌ای به من نوشته و پرسیده که چطور کشف کند که آینده‌ را در زندگی‌اش چگونه می‌خواهد.

او نوشته:

“به عنوان یک دانش‌آموز دبیرستانی، همیشه این سوال را از خودم می‌پرسم که می‌خواهم با زندگی‌ام چکار کنم؟ چه شغلی می‌خواهم داشته باشم؟  در واقع  از طرف پدر و مادرم و معلم‌هایم تحت فشار زیادی قرار دارم. من جوانم و نمی‌خواهم اشتباه کنم و آینده‌ام نابود شود. می‌دانم که چه چیزهایی را دوست دارم و علاقمندی‌هایم چیست اما زمانی که به شغل‌های مرتبط با علاقمندی‌هایم نگاه می‌کنم، حس خوبی نسبت به آنها ندارم و چرای آن را نمی‌دانم.”

عجب کار سختی؟! با آینده‌ات می‌خواهی چکار کنی؟ من نمی‌توانم به این خانم جوان بگویم که دقیقا چه‌کار کند، چون ممکن است والدین او توصیه‌های من را دوست نداشته باشند، اما می‌توانم آنچه را در زندگی آموخته‌ام به او بگویم و آنچه را به فرزندانم توصیه می‌کنم. (بزرگترین فرزندم ۲۱ ساله، پسران ۱۶ و ۱۷ ساله و یک دختر ۱۴ ساله دارم)

آنچه که می‌توانم بگویم:

شما نمی‌توانید آینده را برنامه‌ریزی کنید. حتی جوان‌هایی که برنامه‌ای دارند ( که دکتر، وکیل، دانشمند و یا خواننده بشوند) واقعا نمی‌دانند که چه اتفاقاتی قرار است رخ دهد. اگر آنها هر اطمینانی داشته باشند، کمی خود را فریب داده‌اند. زندگی طبق برنامه پیش نمی‌رود و اگرچه برخی‌ها دقیقا آن کاری را می کنند که برنامه ریزی کرده‌اند، مشخص نیست که شما هم جزئی از این دسته‌ی اندک باشید. رویدادهای متعدد رخ می‌دهند تا شما را تغییر دهند، تا فرصتهای شما را تغییر دهند، تا جهان را تغییر دهند. مثلا کار در گوگل، آمازون یا توئیتر زمانی که من یک نوجوان بودم وجود نداشتند. حتی شغلی به نام نویسنده‌ی وبلاگ عادت‌های ذن هم وجود نداشت.

پس اگر نمی‌توان آینده را کشف کرد، چه باید کرد؟ روی آینده تمرکز نکنید، روی کاری که الان می‌توانید انجام دهید متمرکز شوید، فارغ از اینکه آنچه در آینده رخ خواهد داد. چیزی بسازید، مهارتی یاد بگیرید، هیجان را وارد زندگی خود کنید، دوست پیدا کنید. این چیزها در آینده به شما کمک خواهد کرد.

یاد بگیرید با ناراحتی‌ها کنار بیایید. یکی از مهمترین مهارت‌های شما در زندگی می‌تواند کنار آمدن با ناراحتی باشد. بهترین چیزهای دنیا اغلب سخت به دست می‌آیند و اگر شما از سختی و ناراحتی گریزان هستید آنها را از دست خواهید داد.

یادگیری سخت است، ساخت یک چیز ارزشمند سخت است، نوشتن کتاب سخت است، ازدواج سخت است ،دویدن ماراتن سخت است و البته همه‌ی آنها شگفت انگیز هستند.

اگر شما این کار را یاد بگیرید، می‌توانید هر کاری را انجام دهید، می‌توانید یک کسب و کار شروع کنید که اگر از ناراحتی  می‌ترسیدید، نمی‌توانستید دست به این کار بزنید، چون شروع یک کسب و کار سخت و ناراحت کننده است.

چطور می تواند در این مهارت پیشرفت کنید؟ کارهایی را انجام دهید که سخت و ناراحت کننده هستند. اما در ایتدا گام‌هایتان را کوچک بردارید. ورزش کنید. با چند دقیقه شروع کنید و آن را یک دقیقه در روز افزایش دهید. وبلاگی درست کرده و در آن در مورد مراقبه و تجربه‌های خودتان بنویسید. زمان پس زدن از موقعیت‌های رنج‌آور، کمی خودتان را تحت فشار قرار دهید.

تعامل با موارد نامعلوم را یاد بگیرید. یک مهارت عالی، کامیابی در غیر منتظره‌هاست. مثلا شروع یک کسب و کار جذاب است. اما اگر از غیر منتظره ها بترسید، موفق نمی‌شوید. شما به دنبال کشف شیوه‌ی عملکرد چیزهایی که نمی‌دانید نرفته و به همین دلیل از فرصت‌ها، از کسب و کارها و از پروژه‌های بزرگ اجتناب می‌کنید.

اما اگر بتوانید با ناشناخته‌ها تعامل کنید، در معرض امکانات و فرصت‌های زیادی قرار می‌گیرید.

اگر شما بتوانید با رنج (discomfort) و عدم‌اطمینان (uncertainty) کنار بیایید، هر کاری را می‌توانید انجام دهید. دور دنیا بگردید و ارزان زندگی کنید در حالیکه در مورد این سفر در وبلاگ خود می‌نویسید. یک کتاب بنویسید. یک کسب و کار شروع کنید. در یک کشور خارجی زندگی کنید و انگلیسی آموزش دهید. یاد بگیرید که نرم افزار خودتان را ساخته و برنامه نویسی کنید. با یک استارتاپ کار کنید. یک مجله آنلاین با بقیه جوان‌های علاقمند درست کنید و خیلی چیزهای دیگر. تمام این‌ها تجربه‌هایی شگفت‌انگیز هستند، اما باید کنار آمدن با ناراحتی و عدم اطمینان را یاد بگیرید.

اگر مهارت‌های زیر را تمرین کرده باشید، هر فرصتی که رخ دهد شما برای آن آماده هستید.

غلبه بر عدم تمرکز و به تعویق انداختن کارها. اگر شما نتوانید برعدم تمرکز و به تعویق انداختن کارها غلبه کنید، تمام این فرصت‌ها بی‌ارزش می‌شوند. شما ممکن است از غیر‌منتظره‌ها نترسید و فرصتی را بقاپید، اما به دلیل آنکه وقت زیادی را در شبکه های اجتماعی و تلویزیون می‌گذرانید نتوانید از آن استفاده کنید.

در واقع، حواس پرتی و امروز و فردا کردن، راه‌هایی برای روبرو نشدن با رنج و ناراحتی‌اند و اگر شما بتوانید با آن کنار بیایید، از بسیاری از مردم جلوتر هستید. اما تمرین‌هایی هم هستند که می‌توانند در این راه به شما کمک کنند.

در مورد ذهن خود یاد بگیرید. بسیاری از مردم نمی‌دانند که ترس، آنها را کنترل می‌کند. آنها متوجه نیستند که دلیل‌تراشی برای انجام ندادن کارها و یا حواس‌پرتی، در نتیجه‌ی باورهای ذهنی است و البته تغییر عادتهای ذهنی سخت است.

اگر در مورد عملکرد ذهن خود یاد بگیرید، در تمام این مهارت‌ها، بهتر خواهید شد. بهترین راه مراقبه و وبلاگ نویسی است. با مراقبه شما به تماشای ذهن خود رفته که همه جا می رود، از ناراحتی فرار می‌کند و یا دلیل تراشی می‌کند. با وبلاگ‌نویسی شما مجبور می‌شوید که آنچه را در زندگی می‌گذرد و آنچه را از آن یاد گرفته‌اید، بازتاب دهید. این‌ها ابزارهایی عالی برای رشد شخصی‌اند و من این توصیه‌ی من به تمام جوانان است.

کمی پول در بیاورید. پول از نظر من آن‌قدرها مهم نیست، ولی پول درآوردن کار سختی است. شما باید کسی را متقاعد کنید تا شما را استخدام کرده و یا چیزی را از شما بخرد. باید مشخص کنید که ارزش شما برای کسی که قرار است شما را باور کند، چیست؟ باید یاد بگیرید با دیگران ارتباط برقرار کنید تا شما را به کار گرفته یا از شما چیزی بخرند. از فروش شیرینی درب خانه‌ها تا فروش یک اپلیکیشن در اپ‌استور یا تلاش برای گرفتن شغل صندوق‌داری یک سوپرمارکت. باید این کار را انجام دهید.

و با تمرین بهتر خواهید شد.

زمانی که به دبیرستان می‌رفتم، به عنوان تحصیل‌دار بانک و نویسنده‌ی آزادکار(freelancer) ورزشی کار کرده‌ام و تمام آنها تجربه‌های ارزشمندی برای من بوده‌اند.

راهنمایی. پولی را پس‌انداز کرده و شروع به سرمایه گذاری در یک صندوق سرمایه گذاری کنید و ببینید که چطور در طول زندگی شما رشد می کند.

یک چیز کوچک بسازید. اکثر مردم وقت خود را صرف چیزهایی می‌کنند که ارزشی ندارد، مثل تلویزیون، بازیهای ویدئویی شبکه‌های اجتماعی، خواندن اخبار. شما با انجام این کارهای بی‌ارزش، چیزی برای ارائه ندارید. اما اگر شما هر روز طرحی را بکشید. یا شروع به نوشتن اپ موبایل کنید، یا یک وبلاگ یا ویدئو درست کنید که منظم آن را به‌روز می‌کنید، یا شروع به ساخت کسب و کار تولید شیرینی کنید، در پایان یکسال شما دارایی بزرگی دارید. مهارتهای جدیدی که می‌توانید به آنها افتخار کرده و بگویید که من آنها را ساخته‌ام، کاری که اغلب مردم نمی‌توانند.

با گام‌های کوچک شروع کرده و هر روز قدمی بردارید. شبیه سرمایه‌گذاری پولهای‌تان، به مرور زمان ارزش آنها افزایش می‌یابد.

یک آدم فابل اعتماد شوید. چرا کسی باید یک جوان را استخدام کند؟ بزرگ‌ترین ترس او این است که فرد جوان ارزش اعتماد کردن را ندارد. آنها دیر به سر کار می‌آیند، درباره آن(دیر آمدن) دروغ می‌گویند و حد و حدود را نمی‌شناسند. کسی که کاری را برای سالها انجام داده قابل اعتماد‌تر است و شانس بیشتری برای استخدام دارد. با به موقع سر کار رفتن، بهترین تلاش خود را برای وظایف محوله کردن، صادق بودن، پذیرش و تصحیح اشتباهات، بیشترین تلاش برای سر موقع انجام دادن کارها و یک انسان خوب بودن، یاد بگیرید که قابل اعتماد شوید.

برای فرصت‌ها آماده باشید. اگر شما بتوانید تمام این کارها یا بیشتر آنها را انجام دهید خوش‌به‌حالتان. شما بسیار بسیار فراتر از هر فردی در سن خود خواهید بود. و اگر چشمان خود را باز کنید، فرصت‌ها به سراغ شما می‌آیند، فرصته‌ای شغلی، شانس مشارکت در ساختن چیزی، یک ایده برای یک استارت اپ، چیزی برای یاد گرفتن و تبدیل آن به کسب و کار، شانسی برای ارائه فیلمنامه خودتان.

این فرصتها ممکن است ایجاد شوند و شما باید برای قاپیدن آنها آماده باشید. ریسک کنید ( این یکی از مزیتهای جوان بودن است و اگر هیچ چیزی رخ نداد خودتان چیزی بسازید

نهایتا: تمام این حرفها برای آن بود که آینده غیرقابل پیش بینی است، شما نمی‌دانید قرار است چه کسی بشوید، توانایی انجام چه کارهایی را خواهید داشت، چه کسانی را ملاقات خواهید کرد، چه فرصت‌هایی رخ خواهد داد، اما این را می دانید: اگر آماده باشید می توانید هر کاری را که بخواهید انجام دهید.

با آموختن در مورد ذهن خودتان خود را آماده کنید، قابل اعتماد شوید، چیزی بسازید، بر امروز و فردا کردن غلبه کنید، تعامل مثبت با رنج و ناشناخته‌ها را یاد بگیرید.

شما می توانید هیچکدام از این کارها را نکرده و یک زندگی ایمن و راحت و خسته کننده داشته باشید. یا می توانید همین امروز شروع کرده و ببینید دنیا چه چیزی را به شما پیشنهاد می کند.

در نهایت زمانی که معلم‌ها و والدین به شما فشار می آورند که می‌خواهید در آینده چه‌کاره شوید، بگویید یک کارافرین، شروع یک کسب و کار شخصی و غلبه بر جهان. اگر این آمادگی را باشید، برای هر شغلی آماده خواهید بود.

 منبع : http://zenhabits.net/career/

11 دیدگاه ها

  1. رضا گفت:

    با عرض سلام
    می خواستم بابت مطالب زیباتون از شما تشکر کنم.

  2. مجید حسینی گفت:

    مفید بود، بطور کلی آینده نگرى تا جایى که به مرز ترس از آینده نرسد، مطلوب است،ممنون

  3. علی گفت:

    سلام
    ممنون بابت مطلب بسیار ارزشمندی که پست کردی.

    امیدوارم با تمرین هممون بتونیم این موارد اجرایی کنیم.

  4. امیر گفت:

    سلام
    اول سپاس در مورد مطلب
    دوم چند سوال :۱-پس این وسط تکلیف اهداف چی میشه ؟؟مثلا شما دیمی شروع کنی به کار کردن به نواختن موسیقی به درس ؟؟هدف کوتاه مدت ؟ هدف بلند مدت ؟؟ ینی من شروع کنم برای کنکور خوندن بدون اینکه هدفی داشته باشم؟؟
    ۲-مگر نباید ذهن بدونه دنبال چی هست؟؟
    فرض کنیم (کلیه حالات فرض )من میخام وکیل بشم .رشتمم فقط دولتی داره .باید رتبه ی ۲ رقمی هم بیارم .اما نمیدونم اصلا قبولم یا نه .نمی دونم میشه یا نه.اگر بخام انجامش بدم خیلی فرصت هارو از دست میدم ولی اگرم بشه خیلی فرصت هارو بدست میارم (شما می تونی همچین حالتی رو توو کسب و کار هم تامیم بدی )
    کلا در دو گانگی ام .ترسی از شروع هیچ کدوم ندارم .ترس از سختی نیست .ترس از درست بودن یا نبودن راه هست ؟

    • سلام دوست عزیز
      فکر نکنم هیج جای مطلب در مورد برنامه ریزی نداشتن حرف زده شده باشد. بحث بر سر آموختن یک سری مهارتهایی است که رانندگی زندگی را به صورت کلی به شما یاد می دهد. مهارتهایی که به همه دردی می خورند.
      آموختن موسیقی، رفتن به کلاسی ورزشی، افزایش مهارتهای کار با کامپیوتر، و….. هیچ کدام منافاتی با حرفهایی که گفته شد ندارند.
      البته شما در قسمت دوم کامنت، جواب خود را داده اید. برنامه ریزی شما برای وکالت ممکن است منجر به وکیل شدن نشود.
      فکر کنم اگر یک بار دیگر، مطلب را بخوانید، بیشتر متوجه توصیه های لئو بشوید.

    • وفا گفت:

      دوست عزیز، امیرخان، با اجازه آقای محبی، من میخواستم چند کلمه در راستای فرمایش شما، که دغدغه خودم هم بود عرض کنم.

      بدون شک، خیلی خوب است که ما برای آینده برنامه و هدف داشته باشیم، در این شکی نیست. به گمانم اینجا مسئله این است که ممکن است شما به هدف نرسید، آن وقت اگر تمام توان خود را روی مهارتهای لازم برای آن هدف متمرکز کرده باشید، یا فقط یک هدف برای خودتان تعریف کرده باشید و آن هم خدای نکرده محقق نشود، وضع خیلی خوبی نخواهید داشت.

      من اینطور استنباط میکنم که این نوشته میگوید که در کنار هدفتان، مهارتهای عمومی ای هم باید کسب کنید، این مهارتها متضمن برخورد خوب من و شما با شرایطی میشود که از امروز قابل پیش بینی نیست. میبینید که خودش هم میگوید که من نمیدانستم که اصلاً چنین کاری ممکن است وجود داشته باشد (نوشتن یک وبلاگ)

      در مورد همان وکالت شما، میتوانید هدف را قبولی در دانشگاه با رتبه دو رقمی بگذارید و به شدت برای آن تلاش کنید. اما اگر نشد، و شما هیچ فکر دیگری نکرده باشید، آن وقت ناراحت میشوید و نمیتوانید گزینه دیگری را بیازمائید. در این حالت بهتر نیست مهارتهای دیگری را هم توسعه داده باشید؟ آیا این مهارتهای توسعه یافته ممکن نیست جای دیگری شما را کمک کند؟ حتی اگر وکیل هم بشوید، آیا این مهارتها به درد شما نخواهد خورد؟

      البته من چیز جدیدی به پاسخ آقای محبی اضافه نکردم، به نظرم به نام شما، بخشی از فهم خودم از موضوع را مطرح کردم، چون موضوع برای خودم هم جالب بود.

      از آقای محبی هم به سهم خود متشکرم که زحمت ترجمه این متن را تقبل کردند.
      سربلند باشید

  5. بهنام غفاري گفت:

    جناب محبی عزیز ممنون

  6. سروش گفت:

    نمی دونم بر این پیشامد اتفاقی هست یا نه :-؟ اما شاید دونستنش برای شما جالب باشه که این نوشته رو من باید دقیقا در همین زمان می دیدم تا منو از این حالم در بیاره :)) مرسی برای این ترجمه عالی(البته بهتر تا تشکر می کنم غلط های تایپی نوشته رو هم بگم مثل **یک آدم فابل اعتماد شوید ** :)) )
    این جمله **غلبه بر عدم تمرکز و به تعویق انداختن کارها** رو عمیقا درک می کنم و می دونم اگه این ۲ مشکل رو رفع کنم یا حتی کمی کمرنگش بکنم چه تغییراتی در زندگیم میده ( حداقلش اینه که این ترم از مشروط شدن فرار می کنم :|)
    و این جمله **اگر شما بتوانید با رنج (discomfort) و عدم‌اطمینان (uncertainty) کنار بیایید، هر کاری را می‌توانید انجام دهید. ** رو دقیقا می فهمم
    خیلی متشکرم از نوشتن این مطلب
    سپاس فراوان

    • دوست عزیز
      خیلی خوشحالم که این نوشته را پسندیده اید. حرفهای لئو، حرفهای دل بسیاری از آدمهاست که البته خیلی از ما از شنیدن آنها طفره می رویم.
      شاد و موفق باشید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش گام به گام رسیدن به استقلال مالی در ایمیل شما
چقدر از آینده مالی خود مطمئن هستید؟ پول چقدر از ذهن شما را اشغال کرده است؟ آیا می توان وضعیت مالی خود را بهبود داد؟
  • آیا می خواهید نگرانی های پولی خود را کم کنید؟
  • آیا می خواهید روشهای ساده پس انداز را یاد بگیرید؟
  • آیا می خواهید درآمد خود را افزایش دهید؟
  • آیا می دانید پولهای شما کجا می روند؟
  • آیا می خواهید زودتر بازنشسته شوید؟
  • از طریق فرم زیر مشترک یک ریال شده و راهکارهای عملی مدیریت پول در زندگی را به صورت مستقیم و از طریق ایمیل دریافت کنید.
 اطلاعات شما پیش ما محفوظ می ماند..
برای یادگیری روشهای افزایش درآمد و کاهش مخارج آماده اید؟
سپاس از اینکه مشترک یک ریال شدید
لطفا به حساب ایمیل خود رفته و ایمیل خود را تایید کنید.
آماده رسیدن به استقلال مالی هستید؟
با اشتراک در یک ریال، راهکارهای عملی رسیدن به استقلال مالی را یاد گرفته و به کار خواهید بست.
نام خود را وارد کنید
ایمیل خود را وارد کنید
ما هم مثل شما از اسپم متنفریم.
پنج گام عملی برای صرفه جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
کافی است نام و ایمیل خود را وارد کرده و آن را رایگان دریافت کنید.
آیا دوست دارید که با هر ریالی که خرج می‌کنید نه‌تنها احساس باختن نکرده بلکه به شادی شما افزوده شود؟ در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
پنج گام عملی برای صرفه‌جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
آیا دوست دارید با هر ریالی که خرج می‌کنید نه تنها احساس از دست دادن نکرده و به شادمانی شما هم افزوده شود؟
در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
برای دانلود رایگان این کتاب مشخصات خود را وارد کنید.
برای دریافت کتاب ایمیل خود را وارد کنید