چرا من متخصص نیستم؟

pro

به قول خارجی‌ها Discaimer

در این نوشته قصد ندارم به افرادی که به هر دلیل بیکار هستند و یا شغل ثابتی ندارند، بی احترامی کرده باشم، فقط مسائلی به ذهنم رسیده است که فکر کنم نوشتن آنها ضروری است.

چرا من متخصص نیستم؟

این روزها آمار بسیار نگران کننده‌ای از آمار بیکاری به ویژه در میان قشر تحصیل کرده به گوش می‌رسد و گزارش اقتصادی صد روزه‌ی دولت هم به آن رسمیت بخشیده است. این بحران بیکاری مساله‌ای است که ظاهرا دامان بسیاری از کشورهای دنیا را گرفته و اگر دقت کرده باشید بسیاری از آنها اعتراضات و ناسزای خود را نثار کسانی می‌کنند که به اصطلاح سرمایه‌دار بوده و خون بقیه را در شیشه کرده‌اند.(به بیانی دیگر همان کارآفرینان)

در ابتدای بحث اعتراف می‌کنم که بیکار شدن افرادی با ده و یا بیست سال سابقه‌ی کار، واقعا دردآور است و این انسانها دردهای زیادی را به ویژه در زمان مقابله با خواسته‌های به حق خانواده‌های خود متحمل می‌شوند. اما با توجه به طیف مخاطبان این وبلاگ و با هدف قرار دادن نسل جوان مملکت این مطلب را به نگارش درآورده ام.

تخصص شما چیست؟

شمایی که سال آخر دانشگاه را سپری می‌کنی؟ شمایی که چند صباحی از فارغ التحصیلی‌ات گذشته و به دنبال کار ایدال می‌گردی و یا شمایی که چند سالی است در حال انجام کاری هستی و ناراضی از شرکت و حقوق و درآمد و همکاران؟ بله تخصص ویژه‌ی شما چیست؟ کارفرمای شما به چه دلیل باید ماهیانه به شما پول بدهد و یا حقوق شما را اضافه کرده و یا شما را استخدام کند؟

با توجه به وجود طیف گسترده‌ای از انسانها، در موقعیتهای متفاوت شغلی که در اطراف خود می‌بینم، به این نتیجه رسیده‌ام که بسیاری از بیکاران نسل جوان از دو مشکل عمده رنج می‌برند:

۱-      توقع شغلی بالا: من حقوق می خواهم، در شهر خودم باشد، کار دائمی باشد، پول خوبی به من بدهند، سر وقت بدهند و از این قبیل درخواستها که البته خواسته‌های به حقی هستند.

۲-      نبود تخصص: لطفا نگویید که من مهندس کامپیوترم و متخصص‌ام. نگویید که من لیسانس اقتصاد یا ادبیات یا ریاضی دارم و متخصص‌ام. همه‌ی ما می‌دانیم که اینها برچسبهایی است که از طریق دانشگاه به دست آورده‌ایم و به هیچ وجه نمی‌توان نام متخصص روی آنها گذاشت. تخصص این است که در زمینه‌ای حرفه‌ای باشید، بتوانید با تخصص، گرهی از مشکلات شرکت را باز کنید، در اولین مصاحبه‌ی استخدامی‌ طرف مقابل را به چالش بکشید و چیزی برای عرضه داشته باشید.

ولی متاسفانه ما می خواهیم وارد بازار کاری شویم و چند سال در آنجا بمانیم و مثلا مسئول کنترل پروژه، معلم ادبیات و یا یک منشی شویم و گذران زندگی کنیم و اگر هم نفسمان از جای گرمی بلند نشود ( پارتی درست و حسابی نداشته باشیم) با اولین نسیم پاییزی و کاهش درآمدهای شرکت، در لیست اولیه‌ی تسویه حساب قرار بگیریم. بعد هم ناله‌های ما گوش زمین و زمان را کر کند که هیچ کس به فکر قشر حقوق بگیر نیست و همه جا رابطه بازی حرف اول می‌زند و …

شما که شاغل هستید و یا تجربه کار در شرکتی را دارید چقدر با حرف من موافقید؟ شرکت شما چقدر به دنبال “یک حرفه ای تمام عیار” برای انجام اموری می‌گردد؟ یک نفر که در بخش بازاریابی، تخصص‌اش فقط تولید پرزنتیشنهای حرفه‌ای باشد، که مشتری را میخکوب کرده و منجر به خرید شود. چقدر حاضرید برای همچین شخصی بپردازید؟ شما به عنوان والدین برای کسی که فرزند شما را با ریاضی آشتی دهد و او را عاشق ریاضی کند، چقدر حاضرید بپردازید؟

به باور من داشتن یک تخصص، می‌تواند آینده‌ی شغلی شما را متحول کند. تخصصی که بگویند: ” طرف این کاره است”  و اتفاقا مواهب مالی داشتن این تخصص نیز، به زودی شمال حال او خواهد شد.

حرف من در مورد نقدهای رایج سیستم آموزشی و ارتباط دانشجویان با صنعت نیست. یک حرف کلی است در مورد همه‌ی انسانها، در مورد همه‌ی شغلها و حرفه‌ها.

نظر شما در این مورد چیست؟ آیا خود را قربانی شرایط جهانی و تحریم و رابطه‌بازی و از این قبیل مسائل می‌دانید، یا قربانی خودتان و زمانی که هر روز می‌گذرد و کاری نمی‌کنید؟

اگر به نظر شما این مطلب مفید بود آن را با دیگران به اشتراک بگذارید و اگر می خواهید از این گونه نوشته ها را مستقیما در ایمیل خود داشته باشید، از طریق فرم زیر مشترک ایمیلی یک ریال شوید. قطعا ایمیل شما محرمانه مانده و تنها برای ارسال مطالب یک ریال مورد استفاده قرار می گیرد.

ایمیل خود را وارد کنید

Delivered by FeedBurner

41 دیدگاه ها

  1. محسن گفت:

    مطلب بسیار زیبایی بود.

  2. علی گفت:

    سلام
    با اینکه از لحاظ منطقی حرفاتون درسته اما در جامعه حال حاضر ما بنده شدیدا با شما مخالفم.بنده خودم جویای شغل بودم و با اینکه از امور مالی گرفته تا انواع برنامه های کامپیوتری و در حد قابل قبولی روابط عمومی بالا اما متاسفانه با اینکه به حداقل حقوق قانع هستم اما چنین حداقلی هم در جامعه برام وجود نداره.هر جا میری سابقه می خوان، حتی چند جا رفتم گفتن مدرک فوق دیپلم می خوایم و لیسانس به درد ما نمیخوره. من دوران سربازیم رو تو اداره کار امریه بودم و مسئول روابط عمومی و ثبت شکایات کارگری اداره بودم و میدیدم جوونها با روزی ۱۰ هزارتومان برا شرکت ها اونم روزی ۱۰ الی ۱۲ ساعت بدون بیمه کار کردن و در آخر سر حتی اون حقوق رو هم ندادن.
    پسرک جوانی بود که عصب دستش در کارگاه بریده شده بود و چند تا از انگشتاش فلج شده بود و نه تنها هزینه درمانش رو کارفرما نمی داد بلکه حقوقشم مونده بود.
    اون چیزی که بنده از نزدیک شاهد بودم این بود که برای اکثر کارگران ما مواردی چون بن کارگری، عیدی و پاداش، سنوات، حق عائله مندی، و …. همچون سراب هستش و با وجود اینکه از ترس بیکاری به حداقل حقوق راضی هستند اما …
    شما از تخصص حرف می زنید اما به نظرتون این توهین نیست به جوانی که۱۸ سال درس خونده که یک شرکت بی هویت برا بخش پرسنل تولیدیش(کارگر صفر) و حتی کادر خدماتیش آگهی زده که از بین فارغ التحصیلان لیسانس آن هم به شرط آزمون و مصاحبه نیرو جذب می کند!!
    شما کدوم آگهی استخدامی رو دیدین که بگه مثلا به یک نفر متخصص امور مالی یا حسابداری یا کامپیوتر نیازمندیم که تحصیلاتش مد نظر شرکت نباشه و فقط خواستار تخصصش باشه؟
    به نظر من تخصص فقط در مشاغل شخصی و خود اشتغالی به داد آدمی می رسه
    شرمنده زیاد شد اما خیلی از حرفامو خلاصه کردم
    باتشکر

    • سلام دوست عزیز و ممنون از اینکه وقت گذاشتید و نظر خودتان را نوشتید.
      شاید به دلیل اینکه من از شما و سا آن کارگرانی که مثال زدید هیچ شناختی ندارم، قضاوت در این موارد منصفانه نباشد اما دوست من، صحبت من در این بحث با قشر تحصیلکرده بود (می دانید در ایران حدود ۱۱ میلیون نفر بیسواد داریم؟ 🙁 ). بالاخره من هم در همین مملکت زندگی می کنم و در محل پروژه و در اوج کار بیش از ۱۰ شرکت مختلف مشغول کار بودند. افراد بسیاری برای استخدام مراجعه کرده و بسیاری هم به دلیل تمام شدن کار اخراج شدند اما مهم این بود که افراد به همان دو دلیلی که در بالا نوشتم استخدام نمی شده و یا اخراج می شدند و این چیزهایی که نوشتم اصلا خلاف واقع نبود. فرض کنید شخص تحصیلکرده ای که تخصصی کسب کرده و به توانایی های خود اطمینان دارد در مصاحبه استخدامی کار در شهرهای دیگر و یا خارج شهر را بپذیرد و یا پیشنهاد کار آزمایشی بدهد، به دلیل حرفه ای بودن در زمان کوتاهی اوضاع و احوال شغلی اش رو به بهبودی خواهد گذاشت.
      ضمنا هر شرکتی می تواند هر آگهی استخدامی بزند ولی شما مجبور نیستید به آن توجه کنید. 🙂
      موفق باشید و امیدوار به روزهای آینده

      • محمد گفت:

        من کاملا با شما موافقم
        عدم وجود تخصص یا سطح توقع بالاتر از تخصص مهمترین عامل بیکاری هستش.
        من تو یه شرکتی مدیرم که حدود ۳۰ تا کارمند داره. وقتی می خواهیم نیرو استخدام کنیم به جرات میگم بیشتر افرادی که لیسانس ساخت و تولید دارند با ابزار کنترل و با نقشه خوانی آشنایی کامل ندارن. یعنی در سطح مبتدی. ما همیشه کارمند را از اخلاقش استخدام می کنیم و بعد اینجا تازه شروع می کنن به یاد گرفتن.

  3. رضا گفت:

    سلام ، من توی یک شرکت نرم افزاری کار می کنم.

    چند روز پیش با یکی از همکارام که خیلی از شرکت و حقوق و .. شکایت می کرد صحبت می کردم.اینکه شرکت خیلی حقوق کمی می ده ، امنیت شغلی ندارم و … .
    کمی فکر کردم . اون دوست من یک نیروی کاملاً معمولی بود که توی ۵ سالی که برای شرکت کار میکرد سعی نکرده بود حتی یک دوره تخصصی رو یاد بگیره و یا یک مقدار توی زمینه کاریش دانشش رو ارتقا بده.
    خودم رو جای کارفرما گذاشتم و دیدم واقعاً برای چی باید بهش حقوق بیشتری بدم ؟
    به دوستم گفتم که آگاهی و تخصص داشتن ، قدرت هستش . تو اگه تخصصت رو توی این ۵ سال بالا می بردی ، اونوقت می دیدی که کارفرما برای نگه داشتنت هر کاری می کرد . چون هیچ آدم عاقلی ، از یک متخصص با ۵ سال آشنایی در زمینه کاریش به راحتی نمی گذره. دوستم کمی به فکر فرو رفت . شاید از روی غرور چیزی نگفت ولی من از روی نگاهش فهمیدم که حرفم رو قبول کرده.
    با آقای محبی کاملاً در این زمینه موافقم . الان همه لیسانس دارن ، کامپیوتر بلدن . اینها مزیت نیست. حداقل شرایط لازم برای کارمند معمولی هستش. برای اینکه هیچ وقت نگران کار نباشید و بیشتر کارفرما نگران از دست دادنتون باشه باید یک برگ برنده ( تخصص و مهارت ) داشته باشیم.
    موفق باشد

  4. پرویز گفت:

    سلام محمدجواد عزیز
    کاش این حرفها رو دو سال پیش خونده بودم! کاش و ای کاش…
    من یکسالی دنبال همین جوابها بودم که شما اینجا نوشتی! یک سالی هست که دارم تلاش می کنم که توی یه کاری تخصص پیدا کنم، که ان‌شاالله بعد از پایان خدمت سربازی بتونم برم دنبال کار….
    خیلی جدی بگم در واقع نوشتۀ امروزت تلنگر خیلی خوبی بود برای من و امسال من که دنبال نگاه‌های متفاوت به شرایط خودمون می‌گردیم!

    ممنون از مطلب خوبی که نوشتی

    • سلام
      شما یک فرصت طلایی در سربازی دارید که در زمینه تحصیلی خود، روی موضوعاتی به ویژه نرم افزارهای تاثیر گذار کار کرده و در آینده حرفی برای گفتن داشته باشید.
      موفق باشید دوست عزیز.

      • محسن گفت:

        ای اقا شما انگار وضع سرباز خونه های مارو نمیدونی 😉
        من الان دارم خدمت میکنم.تو پادگان.
        قبل از خدمت همه بهم میگفتن تو بری خدمت میوفتی شهر خودت لیسانس داری کاره کامپیوتری بهت میدن و کلی از این وعده وعیده ها….
        منم بعدش افتادم کرمانشاه. گفتم خب این از بحث بومی سازی سربازها..
        گفتم حالا اونجا بهم کامپیوتر میدن. با این خیال یه دی وی دی پر از کتابهایی که میخاستم ببخونم . رایت کردم . باخودم بردم. گذاشته بودم ته ساک ….
        وقتی رفتم تو پادگان . بهم کامپیوتر ندادن هیچ.. افتادم تو بخش توپخانه. کار با توپ و گرا و دیده بانی .. اموزش سرباز صفر…
        تازهههههه دی وی دی و سی دی رو اگر ازم بگیرن . اضافه خدمت میخورم :))))
        زهی خیال باطل خودم… اخ که چقدر ناله کردم.. ببخشیدتوروخدا. دیگه پرشدم از این حرفا.
        تازه اینقدر اونجا لیسانسه هست که نگو . اوضاع جا و مکانمون از سرباز صفرا خیلی بدتره. اصن جا نیست . یکماهه رو زمین میخابم.
        وضعیت بقیه اون لیسانس وظیفه ها هم مثله منه … تو یه اسایشگاه کوچیک که نزدیک به صدنفر ادم توشن. نمیشه سربازی رو فرصت خوبی دونست….
        اقا چقدر حرف داشتم برا گفتن :)) اینم از مضرات تبلیغات تلویزیونی هست.;)

  5. جام طلا گفت:

    حالا کاش این فارغ‌التحصیلان جوان کامپیوتر بلد بودند، منظورشان از کامپیوتر بلد بودن، بلد بودن کار کردن با فیض بوق است وگرنه در سال اخیر حداقل با دو مهندس!!!! و یک حسابدار!! تازه فارغ‌التحصیل یا در شرف فارغ‌التحصیلی برخورد داشته‌ام که عملیات ساده در اکسل را بلد نبوده‌اند. یک فرمول نویسی ساده، حتی پاک کردن محتویات داخل یک سل را بلد نبوده‌اند، یکیشان حنی نمی‌دانست وقتی یک document جدید ایجاد می‌کنیم تا آن را سیو نکرده باشیم در رم کامپیوتر می‌ماند و همش می‌پرسید این الان کو، جاش کجاست؟ ادعایشان هم گوش فلک را کر می‌کرد. وقتی هم به آنها می‌گفتم که این دیگه ابزار روزمره شما خواهد بود در کار؛ و باید بلد باشید، یکیشون که فقط می‌گفت آهان و با وجود فرصت داشتن اصلا سراغ یاد گرفتنش نمی‌رفت، آن یکی که می‌پرسید حالا واقعا لازمه؟
    بعد همینها می‌نشینند می‌گویند کار نیست، ما لیسانس داریم، فوق لیسانس داریم، باید ما را استخدام کنند.
    از اونور ما که دنبال یک کارشناس معمولی می‌گردیم که کمی کارهایمان راسبک کنیم، هیچ نیروی بدردبخوری که در این حد بلد باشد و حداقل بتواند چندتا گزارش ساده را آپدیت کند، پیدا نمی‌کنیم.

    • مثل اینکه دلتان خیلی پر است 🙂
      ولی واقعا درست می گویید. به نظر من هم تسلط نسبی به آفیس (و به ویژه اکسل) یکی از ملزومات با سوادی شغلی است که متاسفانه روی این موضوع کار نشده است.

  6. سروش گفت:

    مطلب بسیار مفید و منطقی بود.اما نکته ای در مورد تخصص شغلی اضافه کنم ، اونهم اینکه در جامعه ای که ما زندگی می کنیم داشتن روابط اجتماعی خوب (قبل از تخصص حتی) شرط لازم و کافی برای موفقیت شغلیست. به شخصه چندین سال است که در پروژه های بزرگ انجام شده در زمینه نرم افزاری شرکت کرده ام که تنها و تنها مهمترین علت آن داشتن رابطه دوستی با کار آفرینان و سرمایه گذاران اصلی ان پروژه ها بوده است.
    برنامه نویس های خبره تر از بنده بسیار هستند.تخصص همونطور که گفتید جایگاه خاص خودش را دارد و تعیین کننده هست اما امروزه فاکتور هایی جلوتر از تخصص وجود دارند که کاملاً هم تعیین کننده هستند.به نظر من ساختار اجتماعی هر کشور تعیین کننده پارامتر های لازم برای موفقیت شغلی در آن منطقه جغرافیایی هست.ما در جامعه ی سنتی-مدرن در حال گذار زندگی می کنیم که عمده مسیر پروژه های کاری مبتنی بر روابط دوستی-کاری(بده-بستان خودمون) شکل می گیرد.
    چکیده ی دیدگاهم را بیان کنم : شخصیت شغلی(Characteristics) بسیار مهم تر از تخصص شغلی(Skills) و حرفه ای بودن در کشور ماست.

    • با حرف شما در مورد تاثیر روابط اجتماعی موفقم و البته این را هم اضافه کنم که توانایی برقراری ارتباط و ساختن روابط خوب، اصل مهمی در اشتغال و میزان درآمد در همه جای دنیاست. ولی اگر کسی با رابطه یا بهتر بگویم باندبازی در موقعیت شغلی قرار گرفت که تخصص مربوط به آن را نداشت، علاوه بر ایجاد خسارتهای مادی، دوام شغلی اش نیز به خطر می افتد.
      البته مخاطب من در این نوشته جوانانی مثل خودم هستند که پارتی درست و حسابی ندارند و حداکثر با یک تلفن و یک آشنای دست دوم به جایی معرفی می شوند. در آنجاست که داشتن تخصص حرف اول را می زند.
      شاد و موفق باشید.

  7. مهدی گفت:

    خود شرکت چقدر سرمایه‌گذاری می‌کنه رو نیروی انسانی؟ شما که انتظار نداری که یک نفر همه آموزش‌های حرفه‌ای لازم برای یک شغل منفرد رو با هزینه خودش انجام بده و بعد از یک سال که پروژه مورد نظر شرکت تموم شد، بهش بگن خداحافظ. اگر شرکتی نیروی متخصص لازم داره می‌تونن نزدیک‌ترین شخص رو انتخاب کنه و یک دوره آموزشی کوتاه مدت براش اجرا کنه. مشکل اینجا است که همون سرمایه‌دارها همه چیز رو آماده می‌خوان

  8. sina گفت:

    من حدود چند ماهیه فارغ التحصیل شدم تو رشته ی عمران این چند ماه خیلی رفتم و اومدم برای کار حرف شما رو کاملا قبول دارم فقط مشکلی که فکر میکنم تو ایران داریم ۱ همون تخصص نداشتن و بلد نبودن کار فارق التحصیل هاست یکی اش خود من که تجربه ی عملیاتی به هیچ وج ندارم چون اموزش هم ندیدم توی دانشگاه یه سری واحد نظری که کاربردی هم ندارن و ۲ هیچ شرکتی یا موسسه ایی یا پیمانکاری حاضر نیست بیاد چند تا مهندسی که مدرک دارن اما تجربه و تخصص نه رو اموزش عملی بده و استفاده کنه ازشون شرکت های کوچیک میگیم بودجه ندارن قبول اما شرکت های بزرگ خیلی زیادی داریم که نیرو سازی برای اینده ی شرکتشون نمیکنن و…..

    • سلام دوست عزیز.
      با توجه به دانش و تجربه ام چند پرسش و توصیه دارم. ۱- آیا به نرم افزارهای آفیس و اتوکد مسلطی؟ مسلط یعنی اینکه کاری با اکسل و اتوکد بکنی که ۸۰ درصد اطرافیانت نتوانند انجام دهند. ۲- آیا رزومه داری؟ (رزومه مربوط به کسانی با سابقه کار نیست.) ۳- تصمیم گرفته ای که کجا و در چه شرکتی کار کنی؟ وارد چه پروژه هایی شوی؟ ۴- توقع خودت را از پول مشخص کرده ای؟
      توصیه ها: ۱- در وبلاگ خوب گزاره ها (www.gozareha.ir)، رزومه را جستجو کن به مقالات خیلی خوبی برای صفر کیلومترها می رسی 🙂
      ۲- در سایت http://www.webyad.com، ثبت نام کن و برنامه لذت یک مصاحبه شغلی را ببین.
      آمادگی و برنامه ریزی شانس موفقیت را بالا می برد.
      شاد باشی.

  9. sorena87 گفت:

    سلام مرسی از شما-متن بسیار خوبی بود

    باید بگم من خودم مهندس برقی هستم که یک سال سابقه کار دارم

    و حق رو به دو طر ف میدم

    میدونید چرا؟ هیچ کس تو دانشگاه اهمیت تخصص تو بازار کار رو برای ما روشن نکرد و اصلا نمی دونست بازار کار چیه
    من فکر میکنم کسی که کار بلد باشه استاد دانشگاه نمیشه،البته استثنا هم داریم

    و همین استاد هایی که فقط تئوری بلدن به ما درس میدن و زمانی ما خودمون استاد میشیم و همین خزعبلات رو یاد بقیه میدیم

    مشکل اینکه رابطه بین دانشگاه و صنعت تو ایران وجود نداره

    و موضوع دیگه اینه که تو ایران تازه داره جا میافته که ما متخصص میخوایم،بماند که باز هم حقوق برابر نسبت به متخصصین بقیه کشورها نمیدن

    به فرض مثال،تو ایران از یه مهندس برق میخوان به همه زمینه ها اشراف داشته باشه،یا بقیه مهندسین،اگر در زمینه ای فوق تخصص داشته باشی شاید به سختی کار گیر بیاری

    ولی با متن شما موافقم،من خودم کارآموزی رو که دوستانم با افتخار میپیچوندن تو یه شکرت گذروندم و با جو کار اشنا شدم و بعد چند دوره تخصصی گذروندم،و دوره های مفید سه ماهه و رایگان هم در فنی و حرفه ای گذروندم

    و همین ها باعث شد کار پیدا کنم،شاید باورتون نشه از مدتی که مشغول بکار شدم،رئیس شرکت حتی یکبارم نگفته مدرکت رو بیار ،ببینیم اصلا تو لیسانس داری!!!

    با سپاس

  10. کار آفرین گفت:

    با سلام
    قبلا کارمند بودم و همیشه حقوق گرفتن برام سخت بود . کارمندی رو ول کردم و بعد از فرازو نشیب های فراوان حالا کارآفرین شدم. صاحب کاری هستم متعلق به خودم با قابلیت جذب ۵۰ الی ۱۰۰ نیروی متخصص با درامد بالای میلیون ! اما ! افسوس و صد افسوس که فقط ۶ نفر استخدام هستند :
    ۱- جوان های مملکت ما اصولا هیچ تخصصی ندارند یا حال یادگیری تخصص را ندارند .
    ۲- توقعات بالا در مقابل انواع کم کاری ها و سودای یک شبه پولدار شدن و پول بدون زحمت !
    من ۳۴ سالمه میدونم حالا حالاها باید شب نخوابی و استرس و هزار جور مشکلاتو تحمل کنم. فارغ التحصیل معماری مراجعه کرده بلد نیست با کامپوتر کارکنه ! فارغ التحصیل حسابداری ، حسابداری بلد نیست ! فوق لیسانس مملکت ، ایمیل ساختن بلد نیست !
    جوان ۳۵ ساله تایپ کردن بلد نیست ! ولی همه توقع میلیون دارند ! جوان عزیز یه نگاهی به خودت بندازببین اینهمه سال از خدا عمر گرفتی چی یاد گرفتی ؟! اگه به لیسانس باشه که الان هر حونه ۵ تا لیسانسیه داره ! لیسانس یعنی جزوه ای که شب خوندم و فردا فراموش کردم تخصص جدا از مدرک دانشگاهیه ! والله منم دانمشگاه رفتم ولی تا تخصصی کسب نکردم برای شارژ موبایلم لنگ بودم چه برسه به درامد .
    حرفامو به خودتون نگیرید فقط در موردش فکر کنید .

    • محسن گفت:

      منم یکی از همینا هستم که میفرمایید.
      من دوره کاردانی و کارشناسی داشتم
      کاردانی خیلی خوب از همه دوره ایی های خودم خیلی بیشتر میدونستم . کارمون بود درس خوندن و کتابای غیر درسیه تخصصی خوندن. چیزی بلد بودم که استادمون که خودش خییلی سواد داشت . بلد نبود.
      ولی کارشناسی رو خاستم شهرستان نباشم . نزدیک خونه باشم که بتونم کار کنم . چون دیگه دانشگاه دولتی برای بچه های فنی برای مقطع لیسانس نبود.
      یه دانشگاه نزدیک قبول شدم . ولی دو ترم تو بدترین شرایط درس خوندیم که بعد از دو ترم دانشگاه منحل شد.دانشگاه که چه عرض کنم. تو خونه های یه کوچه از هر خونه ایی یه اتاق گگرفته بودن براش در گذاشته بودن. شده بود دانشگاه ما.
      بعد از انحلال اینقدر استرس داشتیم که عاقبتمون چی میشه. و هرکی فقط تو فکر تموم کردنش بود پول و التماس و همه چی که نمرشو بگیره .
      این شد لیسانس من و مدرک مهندسیه من . در عین بیسوادی فارق التحصیل شدم.
      میدونی دانشگاهها باید چیجوری باشه؟
      باید عین سرباز خونه ها باشه. پادگان باشه. یعنی چطور؟
      شما تو پادگان همه روزهاتون رو میگذرونید. چشم میچرخونید سرباز میبینید و نظامی و ادوات نظامی . هر روزتون همینه . ولی ما دانشگاهمون یک یا دو روز در هفته بود. اونم مثه این بود که بریم ساک ساک کنیم سریع برگردیم . روزای بعدی هفته رو کلا از فضای درس و دانشگاه دور بودیم.
      … اینم بگم
      میخاستم کار کنم. که پول درسم رو بدم. رفتم . سرکار تا هشت شب سرکار بودم . وقتی میومدم خونه اینقدر خسته بودم که همون موقع خابم میرفت. دیدم نمیشه درس خوند. کارو ول کردم.
      بعدکه کارو ول کردم . دیدم نمیشه درس خوند. چون پول نبود…
      اینم یه دور باطل ….

  11. محسن گفت:

    سلام .
    من امروز تو برنامه بروز سایت شما رو شناختم و امیدوارم سایت خوبی باشه. راهکار بده
    مثلا من خودم با اینکه لیسانس نرم افزار دارم و بیست وشش سالمم هست. حتی تو این سن هی از خودم میپرسم: چیکار کنم/ دنبال چی باشم . کلی کتاب دانلود کردم همشون رو هم علاقه دارم بخونم . یعنی وقتی تیتر کتاب رو میبینم میگم وااااووو چه چیز معرکه ایی…
    ولی هنوز نمی تونم علایقم رو تفکیک کنم و یه شاخه رو انتخاب کنم و درش متخصص بشم . میام طراحی وب کار کنم .
    میبینم یه سریا مینالن و یه سریا اینقدر قول شدن که جا واسه کسی نمونده .. یاگزینه های کاری دیگه هم همینطور…
    تنها سوالی که برام میمونه . اینکه .. نمیدونم!!!
    نمیدونم چیکار کنم. چیو دنبال کنم.
    البته الان. تو این سن . مجبورم سرباز باشم . الان سربازم. نمیدونم وقتی ۲۸سالم بشه . اونوقت باید چیکارکنم
    راستی شما راهکاری برای این ایام سربازی دارید که بیخود تلف نشه . البته الان شهرستان خدمت میکنم و کامپیوتر هم بهم ندادن.

    • سلام دوست عزیز.
      خوشحالم که نوشته اید از کجا وبلاگ من را یافته اید چون خودم از این همه بازدید کننده امروز متعجب شده بودم. 🙂
      راستش با توجه به صحبتهای شما باید یک جمله ی کلیشه ای را بگویم که البته واقعیت هم دارد. شما باید بدانید علاقمندی و توانایی شما چیست و تا این را کشف نکنید متاسفانه سرگردان می مانید.
      اما توصیه من به شما. با توجه به اینکه در پادگان هستید کتاب ” پنج نقطه قوت برتر خود را بشناسید” را از لینک زیر تهیه کنید و دور از همه ی حواس پرتی ها آن را در پادگان مطالعه کنید. (راستی من هم سربازی کرمانشاه بودم، تیپ ۳۵ 🙂 )
      http://www.jeihoon.com/p-33645-5-34-.aspx
      این سایت و برنامه های آن را هم دنبال کنید، حتما.
      http://www.motamem.org/

  12. سلام
    مطلب خیلی عالی بود!

    امیدوارم که این حرفای شما برای تمام جوونا تلنگری باشه که خودشون رو پیدا کنن

    البته با این وضعیت چیزی که می تونه بهمون کمکنه شناخت خودمون هست

  13. ازاد گفت:

    سلام . خدا قوت .
    قبل هر چیزی باید خیلی خیلی از شما بابت موضوعاتی که در سایت مطرح کردیند سپاسگزاری کنم و امیدوارم که همچنان ما را از دانش خودتون بهره مند بکنید.
    بنده هم کاملا با شما موافقم، متاسفانه دانشگاه های ما کارخانه تولید مدرک هستن تا تخصص! همه دنبال این هستن که زود این چند سال را هر طوری هست سپری کنند تا بعدش یه جایی استخدام بشن.
    متاسفانه در این خیل عظیم بیکاری که بیشترش مختص تحصیلکرده هاست، سیستم آموزش، دانشجو و فرهنگ حاکم بر جامعه معیوبه .
    سیستم اموزش همواره به دنبال تربیت کردن کارمند خوب بوده نه یک فرد خلاق و کارآفرین!
    من دل پری از سیستم اموزشی دارم و معتقدم مسئول اصلی این همه بیکاری در جامعه همین سیستم اشتباه بوده! اول از همه باید انرا اصلاح کرد. متاسفانه بیشتر اوقات همین سیستم جلوی کسب تخصص را میگیره. من خودم مهندسی کشاورزی خوندم رشته ای که قاعدتا باید بیشتر دروسش عملی باشه ولی باور کنید بیشتر اساتید که خودشون محصول سیستم غلط بودن پشت میزشون می رفتن و از رو برامون جزوه می خوندن و ما هم عین دستگاه کپی چاپ می کردیم! همین الان که نام مهندس کشاورزی را یدک میکشم هنوز فرق گندم و جو را نمیدونم! وقتی من در زمینه تحصیلی خودم فرصت خطا و اشتباه کردن بهم داده نشه، وقتی فرصت عمل بهم داده نشه، وقتی بخش صنعت و بازار کار همه اش دنبال سابقه کاریه، من چطوری باید متخصص بشم؟

    • دوست عزیز حرف شما تا میزان زیادی درست است. ولی یک سوال: ما اینجا چکاره ایم؟ آیا من نمی توانم در هر زمینه ای که کار می کنم مهارتهای مفیدی یاد بگیرم یا تخصص خود را افزایش دهم؟

  14. بهنام غفاري گفت:

    سلام جناب محبی عزیز
    حق مطلب ادا کردید اما بهرحال این نکته لازمست آقایون کارفرما به افرادی که دانش دارند اماتجربه ندارند فرصتی بدهند

  15. (رزومه مربوط به کسانی با سابقه کار نیست.)

    سلام آقای محبی در مورد جمله ی بالا که به یکی از خوانندگان وبلاگتون گفتید یعنی چه؟
    کسانی که سابقه ی کار ندارند چه چیزی باید در رزومه یشان بنویسند؟
    با تشکر از شما

    محمد افشار

    • سلام
      کسی که سابقه کار رسمی ندارد مواردی از این قبیل را می‌تواند در رزومه بنویسد:
      شرح کارآموزی
      مهارتهایی که دارد البته همراه با مدرک
      کلاس و دوره‌هایی که شرکت کرده
      البته می‌توانید با جستجو مطالب بهتری پیدا کنید.

  16. علی گفت:

    جدای از تنبلی دانشجویان به نظرم سیستم آموزشی مشکل داره که متخصص تربیت نمیکنه

  17. سعید گفت:

    توی این ده دوازده سالی که با کامپیوتر و اینترنت سر و کار داشته ام مطالبی به مفیدی مطالب سایت شما نخوانده بودم.واقعا مطالب عالی هستش.من کارمند نفتم .از حدود سه ماه پیش که با این سایت اشنا شدم .زندگی ام منظم شده .در واقع برا هر کاری برنامه ای دارم .و حقوقم را طوری تقسیم بندی کرده ام که به زندگی ام نظم داده و پیشرفت را به وضوح در زندگی خودم میبینم.

  18. حمید گفت:

    سلام.
    حرفای خوبی زده شد اما این حرفا مثله داروی مسکن میمونه درمون نمیکنه اما حس خوب بت میده..
    چند سوال
    – به نطر شما تمام کار فرما ها شایسته سالاری رو رعایت میکنند؟
    -به نظر شما خود کار فرما ها تخصص لازم رو دارند یا صرفا با یه رانت یا غیره… کارفرما شدن؟
    – به نظر شما از هر کس در راستای تخصصی که داره استفاده می شه ؟(نمونش اون کامنت کارآفرین رو بخونید که از فوق لیسانس مملکت توقع تایپ کردن واسش داره)
    گذشته از سوالای مطرح شده این رو هم قبول کنیم که از بس دانشگاه و دانشجو زیاد شده که ارزش مدرک رو آوردن پایین کسی که از دانشگاه شریف مدرک میگیره با اونی که از دانشگاه ازاد فلان شهرستان مدرک میگیره یکی هستند؟؟
    (هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون؟) درپایان سخن کوتاه کنم.. یکی از ویژگی های بارز جهان سوم این هستش که کارهای خرد را به افراد بزرگ و کارهای بزرگ را به افراد خرد میدهند که همیشه به یه قدرت وابسته باشند

  19. پروفصور بی سوات گفت:

    جالبه در همین بخش کامنتها بعضی افرادی که خودشون رو تحصیلکرده و فضانورد معرفی کرده اند غلطهای املایی فاحش و خطرناکی در نوشته هاشون دارند (!) فار _ ق _ التحصیل /O\

  20. میلاد گفت:

    مشکل اینه که من متخصص هستم ولی به تخصص من احتیاجی نیست! همه از من سابقه کار میخوان!من رشته ام مهندسی معدنه و فوق لیسانسم رو با معدل ۱۷ گرفتم از زمانی که ۱۰ سالم بود با کامپیوتر برنامه نویسی کردم و میکنم ضمنا نویسنده و شاعر هستم و فن بیانم عالیه اما هر جا میرم تحصیلات مرتبط میخوان یا وقتی حقوق درخواستیم در حد ۲ میلیون رو میبینن قهر میکنن یعنی من با ویژگی هایی که دارم ارزشم دو میلیون در ماه نیست؟

  21. هادی گفت:

    درود
    عالی بود.

  22. علیرضا عبّاسی فؤاد گفت:

    √ با سلام و عرض ادب؛
    لطفاً این کلمه را در متن اصلاح بفرمائید.
    … به زودی «شمال» حال او خواهد شد.
    √ شامل حال او خواهد شد.

  23. یوسف گفت:

    سلام و خدا قوت … من ۱۷ ساله توی بازار کارم و توی یک کار هم تخصص دارم . وقتی می بینم کسی که کارش رو بهم میسپاره، خیالش راحته، با پشتکار بیشتری کار می کنم …
    تخصص ، تخصص و تخصص
    حتی تو ساده ترین کارها … حتی تو ظرف شستن … این رو باور کنید که توی این زمونه بابت خوشگلی به کسی پول نمیدند…
    یا علی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش گام به گام رسیدن به استقلال مالی در ایمیل شما
چقدر از آینده مالی خود مطمئن هستید؟ پول چقدر از ذهن شما را اشغال کرده است؟ آیا می توان وضعیت مالی خود را بهبود داد؟
  • آیا می خواهید نگرانی های پولی خود را کم کنید؟
  • آیا می خواهید روشهای ساده پس انداز را یاد بگیرید؟
  • آیا می خواهید درآمد خود را افزایش دهید؟
  • آیا می دانید پولهای شما کجا می روند؟
  • آیا می خواهید زودتر بازنشسته شوید؟
  • از طریق فرم زیر مشترک یک ریال شده و راهکارهای عملی مدیریت پول در زندگی را به صورت مستقیم و از طریق ایمیل دریافت کنید.
 اطلاعات شما پیش ما محفوظ می ماند..
برای یادگیری روشهای افزایش درآمد و کاهش مخارج آماده اید؟
سپاس از اینکه مشترک یک ریال شدید
لطفا به حساب ایمیل خود رفته و ایمیل خود را تایید کنید.
آماده رسیدن به استقلال مالی هستید؟
با اشتراک در یک ریال، راهکارهای عملی رسیدن به استقلال مالی را یاد گرفته و به کار خواهید بست.
نام خود را وارد کنید
ایمیل خود را وارد کنید
ما هم مثل شما از اسپم متنفریم.
پنج گام عملی برای صرفه جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
کافی است نام و ایمیل خود را وارد کرده و آن را رایگان دریافت کنید.
آیا دوست دارید که با هر ریالی که خرج می‌کنید نه‌تنها احساس باختن نکرده بلکه به شادی شما افزوده شود؟ در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
پنج گام عملی برای صرفه‌جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
آیا دوست دارید با هر ریالی که خرج می‌کنید نه تنها احساس از دست دادن نکرده و به شادمانی شما هم افزوده شود؟
در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
برای دانلود رایگان این کتاب مشخصات خود را وارد کنید.
برای دریافت کتاب ایمیل خود را وارد کنید