آیا تابه‌حال شنیده‌اید که کسی از سفر اروپا برگشته و از آن ناراضی باشد؟

فرض کنید که شما برای رفتن به یک سفر خارجی مشکل مالی ندارید. من به‌عنوان یک آژانس بسیار معتبر و حرفه‌ای نفری ۵۰ میلیون تومان از شما گرفته و شمارا به تور یک‌ماهه مسافرت در آمریکای جنوبی یا سفر اروپا می‌برم.

چقدر به شما خوش خواهد گذشت؟

شاید این سؤال مطرح شود که ما از کجا بدانیم که چقدر خوش خواهد گذشت. هزاران اتفاق خوب و بد ممکن است رخ دهد که هرکدام می‌تواند منجر به یک خاطره تلخ یا شیرین شود.

ولی من با اطمینان به شما می‌گویم که شما پس از سفر اعتراف می‌کنید که این بهترین سفر شما بوده است.

من از کجا می‌دانم؟

 فرض کنید که شما یک خانواده چهارنفره هستید و برای رفتن به این سفر ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون تومان پول خرج کرده‌اید. هر اتفاق بد یا حتی عادی هم افتاده باشد، آن‌ها را باید به‌عنوان یک رخداد فوق‌العاده تعریف کنید.

این اتفاق برای همه ما رخ‌داده است. تلاش، زمان، پول و انرژی زیادی را برای به دست آوردن چیزی انجام می‌دهیم ولی پس از رسیدن به آن، دچار یک افسردگی می‌شویم. شاید هیچ‌کس از این ناامیدی ما باخبر نشود اما این سؤال همیشه پابرجاست که آیا همه آن چیزی که فکر می‌کردم همین بود؟ اما زمانی که دیگران از ما در مورد آن تجربه بپرسند، باآب‌وتاب فراوان از رویای محقق نشده خود می‌گوییم. از سواحل زیبایی که واقعاً زیبا هستند ولی حس فوق‌العاده‌ای در ما ایجاد نکرده‌اند. از اتومبیلی که واقعاً عالی است ولی وقتی به آن نگاه می‌کنیم انگار که سال‌های ازدست‌رفته عمر خود را می‌بینیم. اما اگر همکاری از آن بپرسد، سه ساعت از مزایای آن صحبت می‌کنیم.

معمولاً هیچ‌کس نمی‌گوید که در سفر اروپا به او خوش نگذشته است. چرا؟

چون وحشتناک است. پول و عمر و انرژی خود را برای چیزهایی گذاشته‌ایم که تنها احساسی عادی به ما داده‌اند.

اگر این احساس برای شما آشناست به خواندن ادامه دهید.

به نظر من انسان‌ها همیشه بر لبه تیغ راه می‌روند. تیغی که در یک‌سوی آن دشت بی‌انتهای امید و در سوی دیگر آن بیابان بی‌انتهای ناامیدی است. مهم نیست که شما تصمیم بگیرید که راه خود را به سمت دشت امید کج کنید. همزمان تیغ هم تغییر جهت داده و مرزها جابجا می‌شوند. اما بسیاری از ما چشمان خود را بسته و با رؤیا یا کابوس قدم برمی‌داریم. هرازگاهی تیغ کف پای ما را اذیت کرده و هشداری برای بیداری می‌دهد اما رویای شیرین یا کابوس تلخ آن را سرکوب می‌کند.

تجربه خود من نشان داده که دو عامل مهم همیشه من را در رویای شیرین و یا کابوس تلخ نگه می‌دارد.

هدف‌گذاری: هرچند اعتقاددارم که هدف‌گذاری به شیوه مرسوم حتی برای رسیدن به اهداف هم مؤثر و کارا نیست اما بحث کنونی من در مورد کارایی  آن نیست. برفرض که شما به هر هدفی که برای خود تعیین می‌کنید هم برسید. این مقصدهای شیرین، شمارا در خواب نگه می‌دارد. متأسفانه بسیاری از افراد که انضباط شخصی بالایی دارند ممکن است به این اهداف رسیده و پس از رسیدن به مقصد، از درون تهی شوند. اما وقتی برای من و شما صحبت می‌کنند، از زیبایی‌های مقصد می‌گویند. که البته زیباست ولی آن احساس فوق‌العاده را برای آن‌ها ایجاد نکرده است. شاید این حرف من چالشی باشد، اما برای درک آن باید با خود صداقت بی‌رحمانه داشت.

اما بسیاری از افراد هم دررسیدن به اهداف خود ناکام می‌شوند که منجر به عامل دوم مسخ می‌شود:

انتظار از خودمان و دیگران:

خیام اگر ز باده مستی خوش باش

با ماهرخی اگر نشستی خوش باش

چون عاقبت کار جهان نیستی است

انگار که نیستی چو هستی خوش باش

چندی پیش از طریق دوستی با کتاب نیروی حال اکهارت توله آشنا شدم. جالب اینکه نسخه الکترونیک آن را در کتابخانه دیجیتال خودم داشتم ولی به آن توجهی نکرده بودم. بیش از ده میلیون نسخه از این کتاب در آمریکا به فروش رسیده است. اتفاقاً چون کتاب پرفروشی در آمریکاست، ترجمه آن در ایران هم پرفروش شده ولی وقتی‌که آن را خواندم، متوجه شدم که فیلسوف‌ها و حکیمان خودمان این موضوع را بسیار زیباتر بیان کرده‌اند. تمام حرف اکهارت توله در این کتاب فراموشی گذشته و آینده و بودن و تجربه کردن زمان حاضر است. به نظر من بزرگ‌ترین کابوس ما و بزرگ‌ترین مانع برای درک نکردن تجربه اکنون، از انتظار ناشی می‌شود. انتظار از خودمان که چرا به‌گونه‌ای متفاوت رفتار نکرده‌ایم. یا انتظار اینکه برای فردا چه‌کار کنیم. انتظار از همسر و فرزند و دوست و همسایه که چرا مطابق میل ما رفتار نکرده‌اند. انتظار از رئیس شرکت و اداره کار و رئیس‌جمهور که چرا به فکر ما نیستند.

زمانی که شما از کسی یا چیزی انتظار دارید، خواستار یک موقعیت خیالی و غیرواقعی هستید که وجود نداشته و یا وجود نخواهد داشت. یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های امروز من در زندگی رهایی از این انتظارات و بودن در زمان حاضر است.

من برای هر دو این مسائل راهکارهایی را با آزمون‌وخطا یافته‌ام اما در ابتدا دوست دارم بدانم نظر شما در این مورد چیست؟

آیا از زندگی خود راضی هستید؟ تعارف را کنار بگذارید و با خودتان صادق باشید. با یک خدا را شکر، شورش را سرکوب نکنید. لازم نیست که اینجا اعتراف کنید، تنها زیر این مطلب بنویسید که آیا با این نوشته موافق هستید یا نه و دلیل شما چیست؟

در ضمن اگر فکر می‌کنید این نوشته یک انسان دیگر را هم به فکر فرومی‌برد، این مطلب را با او به اشتراک بگذارید.

پی‌نوشت: یکی از بهترین منابع من برای غلبه بر این ترس‌ها، کتاب کوچک رضایت بوده است. به‌منظور استفاده بهتر از زمان، نسخه صوتی این کتاب را تهیه‌کرده‌ام که می‌توانید آن را از لینک زیر دریافت کنید.

دریافت کتاب صوتی رضایت

8 دیدگاه ها

  1. حسین گفت:

    با سلام

    مقاله زیبایی بود.
    نظر شخصی من این است که من خودم برای انجام همه کارها کافی هستم و انتظار داشتن از دیگران کار بیهوده ای هست.
    من شخصا همیشه زندگی در حال ترجیح می دهم و انتظاری از دیگران ندارم و به همین دلیل به اندازه کافی آرامش دارم و این آرامش را به دیگران هم انتقال می دهم. و همیشه این جمله را به یاد می آورم

    کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من

  2. فاطمه گفت:

    من فاطمه هستم از فنلاند و با نوشته شما موافق هستم خیلى خوب مى شه باز هم در همین باره بنویسید.

  3. سلام
    دست مریزاد، به مطالب خوبی اشاره کردید؛
    من که هیچ وقت از زندگی خودم راضی نبودم و نیستم ولی در آینده امیدوارم که با کمک تغییراتی که الان توی زندگیم دادم؛ به رضایت نسبی برسم؛
    انتظار از دیگران هم نوعی وابستگی ایجاد میکنه که اگه ازش دور بشیم آرامش خاطر خواهیم داشت؛

  4. سیاوش گفت:

    فوق العاده بود

  5. bm گفت:

    سلام باتشکر ازمطالب ارزنده جنابعالی ، من از شرایط فعلی زندگیم راضی نیستم ، همیشه دوست دارم که کارآزاد داشته باشم و کاری را ایجاد کنم تا افراد نزدیک به خودم که بیکار هستند مشغول شوند و خودم نیز در کنار آنها پیشرفت کنم این کار رو کردم ایده مورد نظر را یافتم ایده من شغلی ( واحد تولیدی)بودکه به هیچ عنوان دراستان محل زندگیم وجود نداشت وابتدا ازمحصولات این واحد تولیدی خریداری نمودم و بین کاسبان ومشتریان استان توزیع میکردم ۳ سال این کار رو انجام دادم یعنی اول بازاریابی کردم کار خوب ودرآمد زایی است و سپس با مقدارپولی که داشتم و بخشی وام اما با بهره بالا ماشین آلات تولید روخریدم تعداد۸ نفر مشغول کارشدند و چهارماه تولید کردم اما با ۵۰% ظرفیت و ازتولیدات خودم به مشتریان فروختم استقبال خوب بود اما بدلیل پاره ای از مشکلات مالی نتوانستم ادامه دهم و متأسفانه پیگیر وامهای کم بهره از دولت شدم و نتیجه نگرفتم و از سال ۹۲ تاکنون ماشین آلات متوقف شده و نتوانستم ادامه دهم چون وضعیت مالی خوبی ندارم امیدوارم پس از تسویه وامهای بابهره بالا بتوانم کارم را ادامه دهم چون یقین دارم کار پردرآمدی هست ولی پشتوانه مالی میخوادکه من فعلا ندارم . شاید راهنمایی فکری وتجربی دوستان بتواند گره گشا باشد . سپاس

  6. علي گفت:

    خوب بود! من هم موافقم👍👍

  7. madboy گفت:

    ممنون از مقاله خوبتون
    تنها نکته ای که خواستم یادآوری کنم اینه که مواظب باشید که زندگی ای که توی شعر ها وکتاب ها هست با این مبنا که ((قدر امروز رو بدونید و غصه گذشته و آینده رو نخورید)) تبدیل به یک ایده آل نشه ، که هر موقع به سختی و یا دردی تو زندگی رسیدید با فکر کردن به یه همچین دنیای خیالی ای خودتون رو اذیت کنید
    نگذاریم این ایده آل هم به ایده آل های دیگه ای که تو ذهنمون رسوب کرده اضافه بشه اما به سمت ش حرکت کنیم

  8. مجله سفر گفت:

    سفر یکی از بهترین تجارب دنیاست، حتی اگر مقصد هم جذاب نباشه از مسیر میشه لذت کافی رو برد و از چیزهایی که تجربه میکنی میشه درس هایی گرفت که بسیار ناب و کاربردی هستن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش گام به گام رسیدن به استقلال مالی در ایمیل شما
چقدر از آینده مالی خود مطمئن هستید؟ پول چقدر از ذهن شما را اشغال کرده است؟ آیا می توان وضعیت مالی خود را بهبود داد؟
  • آیا می خواهید نگرانی های پولی خود را کم کنید؟
  • آیا می خواهید روشهای ساده پس انداز را یاد بگیرید؟
  • آیا می خواهید درآمد خود را افزایش دهید؟
  • آیا می دانید پولهای شما کجا می روند؟
  • آیا می خواهید زودتر بازنشسته شوید؟
  • از طریق فرم زیر مشترک یک ریال شده و راهکارهای عملی مدیریت پول در زندگی را به صورت مستقیم و از طریق ایمیل دریافت کنید.
 اطلاعات شما پیش ما محفوظ می ماند..
برای یادگیری روشهای افزایش درآمد و کاهش مخارج آماده اید؟
سپاس از اینکه مشترک یک ریال شدید
لطفا به حساب ایمیل خود رفته و ایمیل خود را تایید کنید.
آماده رسیدن به استقلال مالی هستید؟
با اشتراک در یک ریال، راهکارهای عملی رسیدن به استقلال مالی را یاد گرفته و به کار خواهید بست.
نام خود را وارد کنید
ایمیل خود را وارد کنید
ما هم مثل شما از اسپم متنفریم.
پنج گام عملی برای صرفه جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
کافی است نام و ایمیل خود را وارد کرده و آن را رایگان دریافت کنید.
آیا دوست دارید که با هر ریالی که خرج می‌کنید نه‌تنها احساس باختن نکرده بلکه به شادی شما افزوده شود؟ در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
پنج گام عملی برای صرفه‌جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
آیا دوست دارید با هر ریالی که خرج می‌کنید نه تنها احساس از دست دادن نکرده و به شادمانی شما هم افزوده شود؟
در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
برای دانلود رایگان این کتاب مشخصات خود را وارد کنید.
برای دریافت کتاب ایمیل خود را وارد کنید