چگونه آنچه مهم است را انتخاب کنید؟

esse

در چند روز گذشته سرگرم خواند کتاب essentialism بودم. نمی‌دانم این لغت را چگونه باید ترجمه کرد و در آخر هم تصمیم گرفتم که دست به دامان ویکی‌پدیا شوم.

Essentialism چشم‌اندازی است با این مضمون که هر موجودی دارای یک سری صفات است که برای موجودیت و عملکرد او ضروری است.

به معنای دیگر یعنی مکتب کسانی که می‌توانند آگاهانه فعل ضروری را از میان انبوهی از جذابیت‌ها تشخیص داده و آن را انتخاب کنند. به‌احتمال‌قوی برای رسیدن به دستاورد بیشتر، زندگی بهتر و افزایش درآمد و ثروتمند شدن تشخیص ضروری، مهم‌ترین مهارتی است که باید آموخت.

از معنای این واژه که بگذریم کتاب را تابه‌حال کسی به فارسی ترجمه نکرده و به نظر من اگر می‌خواهید که مطالب عالی را به‌صورت دست‌اول بخوانید، کتاب‌ها را به زبان‌اصلی تهیه کنید. (منظور تهیه کتاب‌های الکترونیکی است که ارزان‌تر و در دسترس تر هستند)

داستانی که من را به فکر واداشت.

اجازه دهید پیش از آنکه به سراغ کتاب بروم، یک داستان واقعی را تعریف کنم:

پیوستن به گروه‌های وایبری سابق و واتساپی و تلگرامی جدید، همیشه برای من به‌عنوان یک اتلاف کننده وقت شناخته می‌شد (می‌شود). تا اینکه پارسال در سفری تفریحی با یکی از دوستان به استان گیلان، با یکی از اقوام او آشنا شدم. یک مرد چهل‌ساله پرانرژی که در کارگاه شالی‌کوبی خودش در اطراف رشت مشغول به کار بود.

پس از آشنایی اولیه و با خواندن یکی دو تا جوک از سوی طرفین، صحبت به گروه‌های وایبری کشیده شد. می‌گفت که مدیر دو گروه است و بسیار جدی و باانرژی از اعضا و مطالب و مدیریت آن‌ها می‌گفت. من که همیشه مخالف بسترهای تولید محتوای سریع مانند فیس‌بوک و وایبر و … بودم با قیافه‌ای حق‌به‌جانب در دلم او را قضاوت کردم.

چرا یک فرد چهل‌ساله باید گروه وایبری تأسیس کند؟

چرا کتاب نمی‌خواند؟

حتی به یاد دارم که اظهار فضلی هم نمودم که این شبکه‌ها باعث شده مردم ما خلاصه خوان شوند و به دنبال خواندن کتاب و متون طولانی نروند.

شب هم میهمان آن‌ها بودیم. در ویلایی که دریکی از همان روستاهای اطراف شالی‌کوبی ساخته بود. او که سابقاً کارمند یک اداره دولتی در تهران بود از شغل خود استعفا داده و یک کارخانه کوچک شالی‌کوبی راه انداخته بود، علاوه بر خانه‌ای که در رشت داشت، یک ویلای کوچک اما شیک هم برای تفریح فرزندانش در آخر هفته‌ها ساخته بود. بعد من که ادعای مطالعه و جدی خوانی داشتم در آن زمان به‌صورت اقماری در کارگاهی گیرکرده و در هرماه بیست روز، خانواده‌ام را نمی‌دیدم.

او در آن زمان آنچه مهم است را تشخیص داده و اجرایی کرده بود. اتفاقاً به گروه‌های وایبری هم به‌عنوان یک بازی و سرگرمی نگاه می‌کرد که برای داشتن زندگی خوب ضروری و لازم هستند.

هرچند که هنوز نظرم راجع به شبکه‌های اجتماعی تغییر نکرده اما سعی می‌کنم افراد را قضاوت نکرده و عملکرد آن‌ها را دیده و یاد بگیرم. اما  در یک سال گذشته قوه تشخیص خودم را تقویت کرده‌ام به شکلی که زندگی‌ام بر پایه آنچه مهم است شکل‌گرفته است.

اما نویسنده این کتاب چه می‌گوید؟

بسیاری از کمبود وقت گلایه می‌کنند درصورتی‌که مسئله ما کمبود وقت نیست. بله ما در دنیای پرآشوب و پرزرق‌وبرقی زندگی می‌کنیم که فرصت‌های بی‌شماری پیش روی ما قرار دارد ولی لازم نیست به همه آن‌ها ناخنک بزنیم.

مثلاً این‌ها تجربه شخصی من است، شما هم ازاین‌دست تجربه‌ها دارید؟

 

  • اگر بخواهم موسیقی کلاسیک گوش کنم، دو گیگابایت موسیقی از انواع هنرمندان دانلود کرده و آخر هم نمی‌دانم که کدام آهنگ را بشنوم.

  • اگر بخواهم زبان خودم را تقویت کنم چند گیگابایت فیلم و آموزش صوتی و کتاب را دانلود کرده و در کامپیوتر برای خودم آرشیو درست می‌کنم.

  • اگر بخواهم شطرنج را تمرین کنم به بازار رفته و ده کتاب مرتبط با شطرنج را می‌خرم

و نتیجه از پیش مشخص است. آن‌ها فقط سردرگمی من را بیشتر می‌کنند.

 سردرگمی یکی از نتایج دنیای پرزرق‌وبرق امروزی است که اگر خواهان گرفتن نتیجه هستید باید خود را از دست آن نجات دهید. یکی از پیشنهادهای این کتاب این است که وقتی را برای عدم اتصال از تمام مظاهر فنّاوری و فکر کردن اختصاص دهید.

چگونه زندگی خود را برای کار روی آنچه ضروری است تنظیم کنید.

آخرین باری که ده دقیقه به‌صورت پیوسته فکر کرده‌اید را به یاد می‌آورید؟ منظور من خیال‌بافی‌های بی‌هدف شب‌ها در رختخواب نیست یا زمانی که در تاکسی باتری موبایلتان تمام‌شده و به‌اجبار در فکر فرورفته‌اید.

از همین هفته انتخاب کنید تا دو ساعت از وقت خود را به فکر کردن اختصاص دهید. روی واژه “انتخاب کنید” تأکید می‌کنم. هر کاری که ما انجام می‌دهیم یا خودمان انتخاب کرده یا دیگری برایمان انتخاب کرده است. پذیرفتن مسئولیت زندگی به همین سادگی است. انتخاب کنید تا مجبور نباشید کاری را انجام دهید.

روزهای جمعه صبح ساعت ۵ صبح از خواب بیدار شوید، یک لیوان آب بنوشید. گوشی موبایل خود را هم در اتاق دیگری گذاشته و با قلم و کاغذ شروع کنید.

یک سؤال مهم زندگی را روی کاغذ نوشته و راجع به آن فکر کنید. مثلاً:

الآن بزرگ‌ترین مشکل پولی من چیست؟ چرا؟

آیا از شغل خود راضی هستم؟ چرا؟

آیا از زندگی لذت می‌برم؟ چرا؟

راجع به همین سؤال فکر کرده و بنویسید. خیال‌بافی کنید. نقشه‌های ذهنی بکشید. عمیقاً فکر کنید و برای خود راه‌حل کشف کنید. همان‌طور که در کتاب دقیقاً به‌اندازه نوشته‌ام یکی از مهارت‌های مهم ما چه در امور مربوط به پول و چه در سایر موارد قوه تشخیص و تقویت آن است. نمی‌دانم چند درصد از شما که این نوشته را می‌خوانید دست به گامی عملی برای تقویت تشخیص خود زده‌اید ولی تشخیص مهارتی اساسی در زندگی است.

تأکید من به اجرای هفتگی این مراسم و دو ساعت پشت سر هم‌فکر کردن است اما اگر در ابتدا این کار برای شما سخت به نظر می‌رسد آن را به بازه‌های زمانی بیست‌دقیقه‌ای تقسیم کرده و صبح‌ها کمی زودتر از خواب بیدار شده و بیست‌دقیقه‌ای کار را انجام دهید.

حتماً از همین فردا برای این تفکر روزانه وقت بگذارید و در کمتر از ۱۰ روز نتایج شگفت‌آور آن را ببینید. با قوه تشخیص است که به‌درستی می‌فهمید چه باید کرد؟ آیا مجبور به انجام کاری هستید یا خودتان آن را انتخاب کرده‌اید. برای بیرون کشیدن آن کار مهم، آن در گران‌بها از میان انبوهی از به‌هم‌ریختگی‌ها و منابع، شما باید انتخاب کنید وگرنه برای شما انتخاب می‌کنند و سپس مجبور به انجام آن هستید.

اما انتخاب‌ها همیشه به آن آسانی که فکر می‌کنید نیستند و تلاش برای انجام دو کار همزمان، منجر به پایین آمد شدید بهره‌وری و نرسیدن به نتیجه مطلوب در زمان موردنیاز خواهد شد. دنیا از صدای بلند پرشده است. تلویزیون و روزنامه‌ها و وب‌سایت‌های مختلف مملو از صداهای بلندی هستند که مجبور نیستید همه آن‌ها را بشنوید. در عوض ناگفته‌ها را بشنوید و از میان آن‌ها آنچه را مهم است بیرون بکشید.

من نمی‌دانم که زندگی دوستی که در ابتدای مقاله گفتم عالی است یا نه و یا چقدر از وضعیت فعلی خود رضایت دارد و شادمان است اما حداقل در انتخاب آنچه ضروری است به‌خوبی عمل کرده است.

شما هم می‌توانید به این شیوه رفتار کنید.

البته که همه ما درگذشته و در موارد متعددی توانسته‌ایم تشخیص درست داده و فعالانه انتخاب کرده‌ایم اما این روند و ذهنیت باید جزئی از شخصیت ما شده تا بتوان توسط آن سیمای کلی زندگی موردنظر خود را ترسیم کرد.

منظور من هدف‌گذاری نیست بلکه تبدیل‌شدن به انسانی است که قطعاً به آن هدف‌ها هم خواهد رسید.

  • یک نفر برای آنکه به او بگویند “به نظر لاغر شده‌ای”، رژیم می‌گیرد.
  • دیگری برای آنکه به هدف خود مبنی بر کاهش وزن پنج کیلوگرمی برسد، ورزش می‌کند.
  • اما نفر سوم شخصیت کسی را پیدا می‌کند که “هیچ‌وقت ورزش صبحگاهی را فراموش نمی‌کند”

باید انتخاب کرد تا همانند نفر سوم شد. کسی که هم به هدف رسیده و هم آن را حفظ خواهد کرد.

آیا شما به‌صورت منظم وقت تفکر در مورد زندگی را به خودتان اختصاص می‌دهید؟

پ.ن. در این کتاب از مدیر لینکدین نقل قولی ذکر شده که اختصاص دو ساعت وقت برای تفکر در ابتدا برای او احمقانه و اتلاف کننده وقت به نظر می رسیده اما پس از چندی این مراسم به مهمترین و مفیدترین کار او تبدیل شده است.

16 دیدگاه ها

  1. هیوا گفت:

    موافقم .امروزه ما آدما اینقدر دچار دغدغه و درگیری شده ایم که فکر کردن در آرامش را از یاد برده ایم بهتره هر روز مقداری از وقتمان را به اندیشیدن اختصاص دهیم.

  2. محمد گفت:

    سلام
    ممنون از مقاله خوب شما
    به نظرم هیچ کاری رو نمیشه به نحو احسن انجام داد مگر اینکه از قبل تفکر خودمون رو درست تنظیم کرده باشیم. یعنی من اگر بدونم که میخوام چیکار کنم و از قبل روی اون فکر کنم اون کار رو تا انتها با موفقیت انجام میدم اما اگر بخوام ادای نفری رو در بیارم که اون کار رو به خوبی انجام داده هیچ وقت نتیجه مطلوب نمیگیرم.
    مصداق همین مورد من اگر خوب فکر کنم خوب نمیتوتنم صحبت کنم

  3. رهگذر گفت:

    سلام
    فکر کردن کلا سخته !
    واقعا متحیرم که چرا اینجوریه اما خود واژه ی فکر کنید رو که آدم میشنوه حس عزا بش دست میده
    شما بگید چرا آیا بنده به تنهایی اینجوری ام؟

  4. امین دریس گفت:

    با سلام خدمت استاد محبی و تشکر فراوان بابت ارسال مطالب وموضوعات زیبا و دلنشین از سری مطالب یک ریال خیلی مطالبتون مفید و قابل تامل میباشند سپاس فراوان

  5. گفت:

    استاد مطهری پیرامون مفهوم عقل در فرهنگ اسلامی می گوید:
    عقل در روایات اسلامی آن نیرو و قوه تجزیه و تحلیل است و در غالب مواردی که می بینید اسلام جاهل را کوبیده، جاهل در مقابل عالم به معنای بی سواد نیست بلکه جاهل ضدعاقل است. عاقل کسی است که از خودش فهم و قدرت تجزیه و تحلیل دارد و جاهل کسی است که این قدرت راندارد. ما خیلی افراد عالم را می بینیم که عالمند ولی جاهلند. عالمند به معنای این که فراگرفته از بیرون زیاد دارند، خیلی چیزها یاد گرفته اند، اما ذهنشان یک انبار بیش نیست، استنباط ندارند، تجزیه و تحلیل در مسائل ندارند، این طور اشخاص از نظر اسلام جاهلند یعنی عقلشان راکد است.

  6. عباسعلی گفت:

    اتوماتیک انجام دادن هر کاری ۱۴ تا ۲۱ روز تلاش مداوم وپشتکار میخواهد و انسان به ان معتاد میشود. این یکی از بهترین راهها برای متمرکز شدن روی هدف است و به قول روانشناسان ذهن ناخوداگاه راههای رسیدن به هدف را نشان میدهد. موفق باشید

  7. Reza Ghafoori گفت:

    خیلی خوبه با فکر کردن و سوال کردن باعث می شیم ضمیر ناخوداگاه مون به چالش کشیده بشه و دنبال علت بگرده حتی اگه ما در اون لحظه به جوابی نرسیم ضمیر ناخوداگاهمون دنبال جواب هست

  8. نگین گفت:

    سلام. مرسی از مطلب خوبتون…. من عاشق فکر کردن هستم همیشه در حال تفکرم اما فکر میکنم نحوه صحیح نتیجه گیری از تفکراتم رو نمیدونم…

  9. AbuMohammad گفت:

    با سلام و ارادت
    میخواستم بدونم این دو ساعتی که فرمودید برای تفکر وقت بذاریم، منظور دو ساعت در روز است یا در هفته؟
    ممنون از موضوعات ارزشمند و کاربردیتون

  10. یعقوب راهداری گفت:

    سلام و تشکر از جناب اقای محبی عزیز
    توی اموزه های دینی ما اومده که یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است .پس میشه فمید که فکر کردن تو زندگی چقدر مهمه.بنظر من اگه بشه با یک فرایند منظم روش درست فکر کردن را اموخت شاید دیگه اونموقع فکر کردن اونم بصورت متمرکز برامون دشوار و نگران کننده نباشه.

  11. احسان موسوی گفت:

    با سلام
    زندگی ما نتیجه ای از مجموع تصمیمات و اهدافیست که مبنی بر تفکر و عقلانیت و یا بالعکس جهل و احساسات است.
    فکر کن و منطقی باش تا به نتیجه(زندگی) خوبی برسی

  12. مهلا گفت:

    حرفا و مقاله هاتون اونقدر فوق العاده است دلم میخواد همشون رو پرینت بگیرم کتاب کنم که همیشه داشته باشم و مرورشون کنم…
    امیدوارم بتونم این بحث تفکر رو عملی کنم … چون واقعا در اینصورته که میفهمم باید چه جوری قدم بردارم و دارم به کجا میرم…چیزی که خیلی بهش نیاز دارم ولی تاحالا دقت نکرده بودم که به جای اینکه بیرون دنبال جواب سوالم بگردم باید درون خودم جستجو کنم…
    خیلی خیلی ممنون

  13. فرزام گفت:

    سلام اقای محبی ، من یه دانش آموزش سال هشتم هستم و بسیار علاقه مند به یادگیری علوم کامپیوتر و در این زمینه ۶ سال کلاس رفتم هم اکنون دانش آموز نمونه دولتی هستم و بسیار دوست دارم که از همین سن کم درآمد داشته باشم ، من آموزش های زیادی در مورد برنامه نویسی دانلود کردم و اونها رو آرشیو کردم که خیلی آموزش های خوبی هستن ( ولی همونطور که در مقاله تون گفتید انگیزه ای برام نمی مونه و سردرگمم ) میخوام از طریق برنامه نویسی اندورید کسب درآمد کنم ولی به پاک گیج شدم و بهره وری بسیار کمی دارم به نظر شما چجوری میتونم بر این مشکل غلبه کنم ؟

  14. hadi گفت:

    با سلام خدمت مدیریت محترم سایت یک ریال .
    تفکر باید متمرکز و مفید باش
    ما در مدت زمان ۲۴ ساعت کلی “فکر” داریم اگه بتونیم درصد بیشتری از این فکر رو متمرکز و مفید کنیم میتونیم به نتایج عالی و خوبی برسیم
    موفقیت بیرون از درونی ترین بخش انسان تفکر و تمرکز بر میخیزد

  15. قاسم گفت:

    سلام و تشکر از مطالب خوبتون من تازه با سایت شما اشنا شدم مطالب خیلی جالب و جذابه اما فکر کردن اون موقعه صبح یکمی سخته

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آموزش گام به گام رسیدن به استقلال مالی در ایمیل شما
چقدر از آینده مالی خود مطمئن هستید؟ پول چقدر از ذهن شما را اشغال کرده است؟ آیا می توان وضعیت مالی خود را بهبود داد؟
  • آیا می خواهید نگرانی های پولی خود را کم کنید؟
  • آیا می خواهید روشهای ساده پس انداز را یاد بگیرید؟
  • آیا می خواهید درآمد خود را افزایش دهید؟
  • آیا می دانید پولهای شما کجا می روند؟
  • آیا می خواهید زودتر بازنشسته شوید؟
  • از طریق فرم زیر مشترک یک ریال شده و راهکارهای عملی مدیریت پول در زندگی را به صورت مستقیم و از طریق ایمیل دریافت کنید.
 اطلاعات شما پیش ما محفوظ می ماند..
برای یادگیری روشهای افزایش درآمد و کاهش مخارج آماده اید؟
سپاس از اینکه مشترک یک ریال شدید
لطفا به حساب ایمیل خود رفته و ایمیل خود را تایید کنید.
آماده رسیدن به استقلال مالی هستید؟
با اشتراک در یک ریال، راهکارهای عملی رسیدن به استقلال مالی را یاد گرفته و به کار خواهید بست.
نام خود را وارد کنید
ایمیل خود را وارد کنید
ما هم مثل شما از اسپم متنفریم.
پنج گام عملی برای صرفه جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
کافی است نام و ایمیل خود را وارد کرده و آن را رایگان دریافت کنید.
آیا دوست دارید که با هر ریالی که خرج می‌کنید نه‌تنها احساس باختن نکرده بلکه به شادی شما افزوده شود؟ در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
پنج گام عملی برای صرفه‌جویی در پول و زمان و در اختیار گرفتن افسار زندگی
آیا دوست دارید با هر ریالی که خرج می‌کنید نه تنها احساس از دست دادن نکرده و به شادمانی شما هم افزوده شود؟
در این دستورالعمل کاربردی به‌صورت عمیق و البته کاربردی با صرفه‌جویی روبرو شده و آن را تمرین خواهید کرد
برای دانلود رایگان این کتاب مشخصات خود را وارد کنید.
برای دریافت کتاب ایمیل خود را وارد کنید